$BlogRSDUrl$>
Monday, November 19, 2007گفتگوی نسلها (١٢)پس از چند روز مریضی و سرگرم بودن برای انجام پروژه ای دوباره وقتی پیدا کردم که در اینجا بنویسم. ضمناً آقایان از این پست استفاده نامشروع نکنند، چرا که این نقدی است به خود. اگر میتوانید شما هم اینطور شجاعانه خود را نقد کنید. یکی از زنان هنرمند ایرانی که من چند تئاتر جدی و کمدی از او دیدهام در یکی از طنزهایش با اشاره به فمینیستهای جهان سومی ( قسمت جهان سومیاش برداشت خود من است) با ریتم شش و هشت میخواند: هوامو داری ، هواتو دارم با این مقدمه کوتاه برمیگردم به گفتگوهای نسلها و نقد نسل خودم: نسل من میخواست قدمهای بزرگی بردارد ولی: در چنبره فرقه گری و ایدئولوژی، آرمانگرایی، منافع سازمانی و ... گرفتار شد در میان نسل من زنانی بودند که از مطالعات فمینیستی، تجارب شخصی زنانه برخوردار بودند و نگاهی نقادانه به ساختارهای جامعه مردسالار داشتند ولی: آنها هم در چنبره فرقه گری و ایدئولوژی، آرمانگرایی، منافع سازمانی و ... گرفتار شدند. و هنوز در میان نسل من زنانی هستند که از مطالعات فمینیستی، تجارب شخصی زنانه برخوردارند و نگاهی نقادانه به ساختارهای جامعه مردسالار دارند ولی: وقتی جمعی را تشکیل میدهند تا اهداف فمینیستیشان را دنبال کنند در چنبره فرقه گری، رفیق بازی و نان قرض دادن ... گرفتار میشوند. . هوامو داری ، هواتو دارم و هنوز در میان نسل من زنانی هستند که از مطالعات فمینیستی، تجارب شخصی زنانه برخوردارند و نگاهی نقادانه به ساختارهای جامعه مردسالار دارند ولی: وقتی میخواهند تظاهراتی در راستای اهداف فمینیستیشان برپا کنند، باید مردان برایشان پلاکارد تهیه کنند. اگر میخواهند سخنرانی در باره مسائل زنان و نقد جامعه مردسالار برگزار کنند، باید مردان مسائل تکنینکی آنان را به عهده بگیرند. وقتی به خانه شان میروی و با تعجب میبینی لامپ دستشویی سوخته و با یک لامپ میز تحریر در گوشه حمام مواجه میشوی و میپرسی چرا اینچنین؟ میشنوی که خوب فلانی ( آقای مربوطه) هنوز به خانه نیآمده که لامپ را عوض کند. وقتی خانم فمینیستی در یک برنامه پالتاکی قرار است در راستای اهداف فمینیستی سخن بگوید و طرح بدهد و ... با مشکل فنی روبر میشود و زنگ میزنی که چی شد؟ میگوید حالا توی این هیرو ویر که من میخواهم در پالتاک شرکت کنم، آقای مربوطه رفته تظاهرات که فریاد آزادی اسانلو را سر دهد و ایشان را تنها گذاشته. و آن خانم دیگر بعد از اینکه مدتها تلفنی برایش توضیح داده ای که چه باید بکند تا بتواند در پالتاک سخن بگوید، ناگهان میشنوی که آقای مربوطه را صدا میزند و میگوید گوشی را به شوهرجان میدهم تا او یاد بگیرد و به ایشان کمک کند که بتوانند از تئوری فمینیسم بگویند. تا وقتی دوستی و رفاقتی هست و مشکلی هم در میان نیست، همه مسائل نظری و عملی کاملاً ایدهآل است ولی وقتی مشکل شخصی پیدا میشود، آنوقت آن دوست سابق هزاران عیب و اشکال نظری و پرنسیپی پیدا میکند. هوامو داری، هواتو دارم ------------------------------------------------------------------- ادامه دارد Labels: گفتگوی نسلها
|
![]() |
|