<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Friday, September 21, 2007


گفتگوی نسلها (٢) 


راستش من معتقدم یک علتی که باعث شده لااقل در این صد ساله اخیر ما ایرانیان ره به جایی نبریم و مدام در چرخ گردان روزگار سرگردان بمانیم، همین نداشتن تسلسل و نبود انتقال تجربه و ارتباط بین نسلها است. خوشبختانه از آنجائیکه من در آلمان زندگی میکنم شاهد آنم که هنوز که هنوز است راجع به حکومت رایش سوم و وقایع این برهه از تاریخ آلمان تحقیق میشود، هنوز خاطرات و نامه های شخصی شاهدان آن دوران منتشر میشود و هنوز به زوایای تاریک آن دوران نور پاشیده میشود و از جنبه های مختلف فلسفی، جامعه شناسی، روانشناسی فردی و اجتماعی و فرهنگی (حتی فیلم و موسیقی و به طور کلی هنری) آن دوران مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. این یعنی نوعی انتقال تجربه. البته هستند کسانی که میگویند بس است، چقدر میخواهید به ما عذاب وجدان بدهید، ولی آنها در اقلیت کوچکی هستند و اکثریت معتقد است که: بهترین راه برای تکرار نشدن جنایات در تاریخ پرداختن به آنها است و هر فرد جامعه مسئول است که با گقتن و شرح آنها مانع وقوع مجددشان شود.
.
به نظر من بین نسل من و نسل بعدی یک خلع ایجاد شده، خلعی که باعث شده حرفهای همو نفهمیم و تبادل نظر منسجمی نداشته باشیم.
معتقدم تجربه هایمان خیلی متفاوت از هم بوده، و معتقدم تاکنون نتوانسه ایم هیچوقت به دور از پیشداوری به گفتگو بنشینیم و حتی به جرأت میتوانم بگویم سعی بر آن هم نشده، چون هرکدام خود را صد در صد محق میدانسته ایم.
باید از یک جایی شروع کرد. من خودم به چند موضوع فکر کرده ام ولی خوشحال میشوم که نظرات دیگران را هم در اینباره بدانم.

Labels:





گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?