<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Tuesday, January 09, 2007


...و آنکه جسورانه گفت نه.... 




از آنجائیکه چند تن از دوستان، چه در کامنت و چه در ایمیل، از من در باره دکتر مصطفی رحیمی سؤالاتی کرده‌اند، در اینجا میخواهم به زندگینامه کوتاهی از وی بپردازم:

مصطفی رحیمی در سال ١٣٠۵ در نایین متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در همان شهربه پایان رساند و برای تحصیلات دوره اول دبیرستان به یزد رفت و دوره دوم دبیرستان را در اصفهان خواند و سپس به تهران آمد و در دانشکده حقوق به ادامه تحصیل پرداخت. در سال ١٣٣۷ به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به دریافت درجه دکترای حقوق جزا نائل آمد. در پاریس با افکار ژان پل سارتر آشنا شد. در بازگشت به تهران وارد دادگستری شد. در سالهای ۴٠ به ترجمه پرداخت، و مدتی در دانشگاه تهران ادبیات غرب را تدریس کرد. در"سال قانون" (١٣٦٠) صد روز را به علت نوشتن متنی به اسم "عصرانه حكومت قانون" را در زندان "جمهوری" اسلامی به سر برد و در تاریخ ٩ مرداد ١٣٨١ درگذشت.

تألیفات
شعر: بهشت گمشده ١٣٢٨
قصه: اتهام ١٣۵۷ ؛ باید زندگی کرد ١٣۵۶ ؛ قصه های آن دنیا ١٣۵۶
نمایشنامه: آناهیتا ١٣۴۹ ، تیاله ١٣۵۶ ؛ دست بالای دست ١٣۵۷ ؛ هملت ١٣۷١
مجموعه مقالات: یأس فلسفی ١٣۴۵ ؛ نگاه ١٣۴٨ ؛ نیم نگاه ١٣۴۹ ؛ دیدگاهها ١٣۵٢ ؛ گام ها و آرمان ها ١٣۷٠ ؛ آزادی و فرهنگ ١٣۷۴ عبور از فرهنگ بازرگانی ١٣۷۴
بررسی و تحقیق: قانون اساسی ایران و اصول دمکراسی ١٣۵۴ ؛ اصول حکومت جمهوری ١٣۵٨ ؛ تراژدی قدرت در شاهنامه ١٣۶۹ ؛ حافظ اندیشه ١٣۷١ ؛ سیاووش بر آتش ١٣۷١ ؛ درباره ژان پل سارتر؛ ماركس و سايه هايش كه پس از مرگ وی منتشر شد

ترجمه ها
آنکه گفت آری، آنکه گفت نه ١٣٣٨ برتولت برشت ؛ اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر ١٣۴۴ ژان پل سارتر
هنرمند و زمان او ١٣۴۵ کامو و دیگران؛ ننه دلاور و فرزندان او ١٣۴۵ برتولت برشت
ادبیات چیست ١٣۴٨ ژان پل سارتر ؛ ارفه سیاه ١٣۵١ ژان پل سارتر
نقد حکمت عامیانه ١٣۵۴ سیمون دوبوار؛ رسالت هنر ١٣۵۶ کامو و دیگران
ادبیات و اندیشه ١٣۵۶ سارتر و دیگران ؛ مجازات اعدام ١٣۵۶ مارک آنسل
آنچه من هستم ١٣۵۷ ژان پل سارتر؛ کشتار عام ١٣۵۷ ژان پل سارتر
حقوق و جامعه شناس ١٣۵٨ گورویچ و دیگران ؛ تعهد کامو ١٣۶٢ آلبرکامو
دیالکتیک ١٣۶٢ فولکیه ؛ پرولتاریا، تکنولوژی، آزادی ١٣۶٣ آندره گرز
بحران مارکسیسم ١٣۷٠ کاری گروهی ؛ پروسترویکا و نتایج آن ١٣۷٠ کاری گروهی
جنگ خلیج فارس ١٣۷٠ سالینجر/ لوران ؛ سخن پاز ١٣۷١ اکتاویو پاز
چرا شوروی متلاشی شد ١٣۷٣ کاری گروهی

در اینجا خالی از لطف نیست که برخورد یکی از سیاسیون وقت را نسبت به نامهء دکتر رحیمی خطاب به خمینی را به اطلاع شما برسانم تا شاهدی باشد بر ادعایی که در پست قبلی برایتان شرح دادم و آن اینکه در آن برهه از زمان اگر با "ما" بودی در خط مردم، خلق، طبقهء کارگر و مستضعفین ... بودی و اگر نه خائن و وابسته و جاسوس و مزدور ....

دكتر ممكن از نهضت آزادی كه در دولت مهندس بازرگان به مقام معاونت وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی رسید در مورد نامهء رحیمی مطلبی به روزنامهء آیندگان فرستاد که در شماره اول بهمن ماه ١٣٥٧ درج شد. او چنین نوشت: « نامه ی مذكور (نامه رحیمی خطاب به خمینی) با آنكه خیلی مفصل است ولی محور اصلی آن بیشتر در موضوع جدا نگهداشتن حكومت جمهوری از محتوای دینی (در اینجا اسلامی آن) است، كه خوشبین ترین خواننده رابه یاد فریاد شوم استعمار گرانی می اندازد كه سالیان دراز است كه تبلیغ می كنند كه دین از سیاست جداست، و شخص دیندار باید خود را از آلودگی های اداره ی جامه و مسایل مربوط به حكومت كنار بكشد. در ادمه او می افزاید كه مصطفی رحیمی « به دلایلی كه خود به دست می دهد تحت تاثیر و تلقی بینش خامی از مذهب اروپایی عصر حاضر است». دکتر ممکن بر نویسنده آن نامه خرده میگیرد كه به زعم رحیمی « جمهوری اسلامی یعنی اینكه حاكمیت متعلق به روحانیون باشد». و در ادامه میگوید « این نحو برداشت نیز ناشی از همراه داشتن عنصری از سوابق ذهنی است كه منشاء آن اعماق سیاه قرون وسطی غرب و حاكمیت كلیسا بر مردم است و تصویری كه در برابر نویسنده از حاكمیت روحانی آن دوره نقش می یابد. اگر نویسنده با مكتب تشیع و اسلام آشناعی عمیق می داشت متوجه می شد كه در اسلام طبقه ای به اسم روحانیت وجود ندارد». او به رحیمی می‌تازد كه چرا نوشت« قواعد معیشتی اسلام (سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) برای حل بحران های امروزی كافی نیست، و چرا رحیمی به عناصر مختلف اسلام از آن جمله اجتهاد در اسلام توجه نداشته است»! دکتر ممکن می افزاید كه « در مفهوم حكومت در غرب و مفهوم حكومت در شرق، و بخصوص جهان اسلام، همانقدر فاصله هست كه [مابین] لغت پلیتیک و سیاست. گرچه كتب لغت این دو را به یك معنا گرفته اند، ولی این دو ترجمهء دقیق یكدیگر نیستند. پلیتیک به معنای اداره ی مملكت است، بدان معنا كه دولت موظف است وسایل رفاه و آسایش زندگی روزمره ی مردم را فراهم آورد و محیطی ایجاد كند كه هر كس زندگی خود را به نحوی كه می خواهد بنماید و سالیان چند بار هم در سرنوشت مردم دخالت كند، مثلا هر چند سال یكبار رأی برای انتخاب نمایندگان دهد .... در حالی كه كلمه ی سیاست به معنای تنبیه كردن است و خاصیت تنبیه در ذات آن وجود دارد، و كسی كه به این معنا حكومت می كند علاوه بر ادارهء امور معیشتی روزمرهء مردم عهده دار تنبیه دادن [كردن؟] و رشد دادن و ارتقاع درک و فهم مردم نیز هست». !!!؟؟؟

و واقعاً که حق با دکتر ممکن است چراکه که در این ٢٨ سال داریم تنبیه می‌شویم. ولی با این حال از ارتقاع درک و فهم مردم من چیزی نمیبینم شما چطور؟




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?