<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Monday, May 12, 2008


تراژدی کمدی به نام جمهوری اسلامی 



زمان شاه قبل از اینکه عرصه به خلق دایی من تنگ بیآید و از کارمند بودن بانک کشاورزی استعفا بدهد، هر از چندگاهی به اجبار مامور میشد که روستایی ها را با اتوبوس به تهران بیآورد و در مراسم چهارم آبان، نه آبان، بیست یکم آذر و ششم بهمن هورا بکشند و خلاصه به عنوان سیاهی لشکر صحنه را پر کنند. در آخر هم کمی سهیمه قند و شکر و چای و برنج آمریکایی دریافت میکردند.

و ما هنوز داریم در جا میزنیم و تاریخ برای ما دوباره و سه باره و چندباره تکرار میشود. خوب به عکس نگاه کنید، دقت کنید چه کسانی شعار میدهند و چه کسانی دارند یا باتعجب نگاه میکنند ویا با بی حوصله گی .... و خلاصه ببینید که این سربازهای بیچاره را که به زور به نماز جمعه کشانده شده اند .....
تا کی باید شاهد این تراژدی کمدی ها باشیم؟




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?