<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Thursday, March 06, 2008


ای کاش ما به جای داشتن دوتا غضنفر یک مارادونا میداشتیم 


بله مهشید عزیز ما تنها ملتی هستیم که در تیم فوتبال مان دوتا غضنفر داریم:

البته از رادیو زمانه انتظار دیگری هم نمیرفت. ولی فکر نمیکردم غنضفری هم در این رادیو پیدایش شود که یک چنین سوالهایی را آن هم در این روزها و شرایط و به این شکل مطرح کند.
خوب به سوالها دقت کنید:

چرا تا به حال اسم ایران در این بنیاد مطرح نشده بود؟

چرا تا به حال تلاشی نشده بود که نماینده‌ای از ایران، این جایزه را بگیرد؟

چطور از میان ده‌ها نفر از فعالان حقوق زن در ایران، پروین اردلان انتخاب شد؟

یعنی همین دو دلیل بود که به عنوان پیش‌زمینه فعالیت و شناخته شدن پروین اردلان در سوئد موثر واقع شد و بنیاد او را پذیرفت؟

ولی آیا شما انتخاب دیگری هم داشتید؟

می‌خواهم ببینم آیا شما از بین چند مورد، یک نفر را انتخاب کردید؟ یا از همان اول به یک نفر فکر می‌کردید؟

در مورد این چیزی که می‌گویید یعنی بحث‌های حاشیه‌ای این موضوع سوال دارم؛ می‌دانید که یکی از بزرگ‌ترین بحث‌های آن همین است که سال گذشته کوفی عنان، یکی از کسانی بود که این جایزه را گرفت. چطور می‌شود این تفاوت و فعالیت دو نفر را در این سطح برای گرفتن یک جایزه‌ مشابه، بررسی کرد؟
.
شما را نمیدانم ولی من به این سوالات میگویم سوالات بودار، سوالات جهت دار ... سوالاتی که میخواهد منظور خاصی را به خواننده بقبولاند.
البته اینجا به هیچ وجه قصد آنرا ندارم که نقش آن یکی غضنفر را که میتوانسته خردمندانه حنای غضنفر رادیو زمانه را بیرنگ سازد کمرنگ کنم. اما سوالی از غنضنفر رادیو زمانه دارم و آن اینکه دوست عزیز آیا فکر نمیکنی نظری را که خواستی به دیگران بقبولانی به ضرر خود و یاران و همفکران خودت هم میباشد؟ آیا فکر نمیکنی که روزی، روزگاری وقتی که تو و یا دوستانت جایزه ای از بنیادی که حتماً هم لیاقتش را خواهید داشت، دریافت کنید، آنوقت همین شبه ها و ایجازهایی که با سوالاتت در ذهنها ایجاد کردی در مورد شماها هم زنده خواهد شد؟
وقتی همه تکه های این پازل را که کنار هم قرار میدهم می بینم بیخود نیست در کشور ما جمهوری اسلامی با اینهمه قتل و غارت، کمبود، تبعیض و تحقیر و .... ٢٩ سال است که بر سر قدرت است و احمدی نژاد هم رئیس جمهورمان! آری از ماست که بر ماست!
بله مهشید جان من هم فکر میکنم شاید بهترین کمکی که ما به جنبش زنان داخل کشور میتوانیم بکنیم این است که هیچ کاری نکنیم.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?