<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Sunday, February 17, 2008


از اینجا و آنجا 


1- سه نفری در قطار مترو نشسته ایم و صحبت از یکی از فعالین زن در ایران پیش میآید. اینکه او چگونه برخلاف خانواده فوق العاده مذهبی اش به صفوف فعالین جنبش زنان پیوسته و اینکه چگونه به خاطر راهی که انتخاب کرده، درد و رنج طرد شدنش از سوی خانواده اش را به جان خریده و ...
و بعد سه تایی میگوییم پس کسانی مثل ما همچین شق القمر نکرده ایم ها
.
2- چند سال پیش در یکی از سمینارهای بنیاد پژوهشهای زنان ایرانی شکوه میرزادگی راجع به فمینیستهای حرفه ای ( یعنی آنهایکه از راه فمینیست بودن امرار معاش میکنند) صحبتی کرد که آنزمان من و چند تن دیگر سخت بدین خاطر از او دلخور شده بودیم. ولی به مرور زمان و آشنایی بیشترم با چندی از زنانیکه خانم میرزادگی منظورش بود به حقانیت ایشان، لااقل در اینمورد به خصوص، پی بردم. اما چیزی را که چندی پیش تجربه کردم تا همان لحظه در تصورم نمیگنجید. با خانمی که مدتها است شغلی در زمینه زنان دارد آشنا شدم. در صحبت هایمان متوجه شدم که او به هیچ وجه در جریان مسائل و مباحث روز زنان نیست و تنها به جز چند مورد قوانین مربوط به خانواده و طلاق اطلاعات دیگری ندارد. این مرا شکه کرد و به یاد آن گفته در چند سال پیش افتادم و در دل به خانم میرزادگی آفرین گفتم.
.
3- من اصلاً از موسیقی اصیل ایرانی خوشم نمیآید و به آن گوش نمیدهم. تا به حال هم تنها دوبار به یک همچین کنسرتهای رفته ام، که هردوبار را هم تنها به خاطر گل روی مامانم این عذاب را به جان خریده ام. چندی پیش که مامان پیشم بود خودم را راضی کردم که به کنسرت همایون شجریان برویم. حالا بگذریم که مثل همیشه برنامه با تأخیر شروع شد و ... ولی کسل آورتر از باباش خود همین جناب همایون خان است. به خصوص که همه اش هم تقلید از کار باباجانش میکند. درمیان دهن دره کردن و خمیازه کشیدنها به مامان گفتم اگر این خواننده نمیشد واقعاً چیزی را از دست نمیدادیم ها. در راه برگشت تا سویچ ماشین را گرداندم سی دی US3 را در سی دی پلیر گذاشتم و صدایش را هم بلند کردم و در دل گفتم چه خوب که این کابوس را هم پشت سر گذاشتم.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?