<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Sunday, December 02, 2007


مدتها بود میخواستم بگویم که .... 



همانطور که فکر میکردم، از آنجائیکه چهار کتاب از کتابهای منتشر شده از سوی مرجان ساتراپی را خوانده بودم و به خوبی با مضمون فیلم آشنا بودم، فیلم پرسپولیس بهترین وسیله ای است که میتوان به غیر ایرانی نشان داد که چه بر ما رفته است.
وقتی که از سینما بیرون آمدم شروع به مرور سالهای پشت سرگذشته کردم، سالیانی که به عنوان یک تبعیدی ایرانی سعی کردم همراه با اپوزیسیون صدای ایرانی دگراندیش را به گوش جهانیان برسانیم ولی موفق نبودیم. اپوزیسونی که اینهمه ادعا دارد و همیشه خود را در هر موردی محق میداند واقعاً در این بیست و اندی سال چه کرد جز فرقه گرایی و برسر و کله هم زدن؟ اپوزیسیون ایرانی ( البته که این نقدی به خودم هم میباشد) به قول آلمانها تنها یک große Klappe دارد. نمیدانم چه ضرب‌المثل فارسی را میتوان جایگزین آن کرد ولی مفهوم آن این است که حرف زیاد زده میشود ولی هیچ چیزی پشت حرفها نیست. همین امسال تابستان گردهمایی زندانیان سیاسی به مناسبت قتل عام تابستان ٦٧ در کلن برگزار میشود، دوباره همانهایی که به خوبی میدانند برخودشان چه رفته دور هم جمع میشوند و اصلاً هم نمیپرسند این گرد همایی باید چه هدفی را دنبال کند؟ آیا فقط همدردی گروهی است، که خوب این در جای خود اشکالی ندارد. ولی پس نمیتوان ادعای آنرا داشت که با افشاگری و ... به مبارزه به رژیم پرداخته میشود.
ما شاهد آن هستیم که دوباره سمیناری از سوی یک عده از اپوزیسیون ایرانی برگزار شد بدون آنکه برای غیر ایرانیان هم برنامه ای در نظر گرفته شود، بدون آنکه در رابطه با مطبوعات، حداقل محلی، فکری شده باشد، بدون آنکه ... و تنها نقل قولهای تکراری انجام شد و شعارهایی تکراری هم سر داده شد و به رژیم بدو بیراه گفته شد و بعد از آن هم برگزارکنندگان و مدعوین به سرو کله هم پریدند. و رفت تا دو سال دیگر که این در بر همین پاشنه بچرخد.

اما کسانی مانند آذر نفیسی ( با کتاب لولیتا خوانی در تهران ) و یا مرجان ساتراپی با پرسپولیس که هیج ادعای سیاسی بودن ندارند، توانستند هزاران بار گسترده تر و مؤثرتر از لشگر اپوزیسیون ماهیت رژیم توتالیتر ولایت فقیه ایران را برای غیر ایرانی به تصویر کشند و آنرا افشا سازند.
البته من اینرا هم میدانم که سیاست کشورهای غربی میتواند در موفق بودن موارد برشمره بالا موثر بوده باشد، ولی اولاً این ادعا صد درصد صحت ندارد و دارای ظرافتهای خاصی است که اگر آنها در نظر گرفته شوند میتوان به نتیجه مطلبوب رسید. برای مثال مورد فرج سرکوهی و یا حتی دادگاه میکونوس، یعنی آنجا که اپوزیسیون سر خود را از لاکش درآورد و به لابی گری در بین غیر ایرانیان پرداخت، ما شاهد نتایج مثبت هستیم.
دوماً گیرم که این چنین باشد، خوب که چی؟ مگر ما همین را نمیخواستیم . حالا که تنور داغ است چرا ما این فرصت تاریخی را از دست بدهیم.

خانم ساتراپی متشکریم.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?