<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Sunday, November 04, 2007


شما نهایت سیاهی ها، نهایت پلیدی هاید 




******************
تحقیرتان میکنم، که حقیرید
به هیچ می‌انگارمتان، که هیچ‌اید
افشایتان میکنم، که مکارید
انکارتان میکنم، که وقیح‌اید
پست‌تان می‌شمارم، که کریه‌اید،
ننگتان باد، که نفرت‌انگیزید

ای حقیران، مکاران ... دریوزگان
شما خود همان شیطان‌اید،
همان خود دشمن‌اید!
دشمن صفا؟ ... شادی؟ ... عشق؟ ... ، دشمن تپش قلب‌اید!
دشمن آب؟ ... شادابی؟ ... صداقت؟ ... ، دشمن زندگی‌اید!
دشمن رنگ؟ ... نور؟...گرما؟ ...، دشمن خورشید‌اید!
دشمن کودک؟ ... دختر؟ ... زن؟ ... ، دشمن انسان‌اید!

* * *
... در ایام‌هایی دور مادربزرگی به نوه اش گفت:
اگر مراقب نباشی شیطان در جلدت میرود.
... و من در حیرتم که چرا مراقب نبودم و شما در جلد سرزمینم رفتید؟




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?