<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Sunday, September 30, 2007


دوستان حقیقی ایرانی‌مان را فراموش نكنیم 


این قسمتی از مقاله ای از دني پاستل يكي از هماهنگ كنندگان كميته آزادي‌هاي فكري و دانشگاهي انجمن بين‌المللي ايران‌شناسي است.
........
در ژوئیه سال 1977 لئونید برژنف رهبر اتحاد جماهیر شوروی از پاریس دیدار كرد و به گفته یك مورخ در آن‌جا "در بالاترین سطحی كه فرانسه از میهمانان رسمی‌اش پذیرایی می كند از او استقبال شد." با این‌همه گروهی از روشن‌فكران فرانسوی – از جمله میشل فوكو و ژان پل سارتر – تصمیم گرفتند كه یك استقبال بدیل را ترتیب دهند. در همان هنگام كه حضور برژنف در سرسراهای قدرت جشن گرفته شده بود، آن‌ها مخالفان شوروی مقیم پاریس را دعوت كردند تا گرد هم آیند.فوكو می‌گوید "با خودمان فكر كردیم، همان شام‌گاهی كه ژیسكاردستن از پرژنف پذیرایی می‌كند، فرانسویان دیگری می‌توانند میزبان روس‌های خاص دیگری باشند كه دوستان‌شان هستند."
این كلمات امروز همان طنینی را دارند كه سی سال پیش هنگامی كه فوكو ادایشان می‌كرد داشتند.در حالی كه تیترها و جنجال‌های این هفته حول احمدی‌نژاد می‌گذشت شاید ما چپ‌گرایان باید به ایرانیان دیگری می‌پرداختیم كه دوستان ما هستند. شاید توجه و همدلی ما باید به كسانی چون منصور اسانلو و محمود صالحی، رهبران اتحادیه‌ای كه پشت میله‌های زندان به‌سر می‌برند معطوف می‌شد؛ شاید باید به‌كسانی چون عمادالدین باقی فعال حقوق زندانیان و مخالف مجازات اعدام؛ ایرانیانی كه در كمپین یك میلیون امضا، جنبش شجاعانه دفاع از حقوق زنان، فعال‌اند؛ به خیل فعالان دانش‌جویی، نویسندگان، روشن‌فكرانی كه هم اكنون برای ابراز دیدگاه‌هاشان در زندان هستند توجه می‌كردیم.
زمانی كه احمدی‌نژاد در مركز توجهات بود، ماباید به اكبر گنجی مخالف و زندانی سیاسی سابق می‌پرداختیم كه همین روزها نامه سرگشاده‌ای را به دبیر كل سازمان ملل منتشر كرده و آن‌چه را اسلاوی ژیژك "باج خواهی دوجانبه" می‌خواند رد كرده است: گنجی بحران حقوق بشری را كه هم‌اكنون گریبان‌گیر ایران است توصیف می‌كند – سركوب شدید مخالفان و خفه كردن صداهای پیش‌رو؛ و در عین حال جنگ‌طلبی دولت بوش را هم تقبیح می‌كند و پافشاری می‌كند كه جنبش دموكراتیك ایران هیچ كمك مالی‌ای از ایالات متحده (یا هیچ قدرت خارجی دیگری) نمی‌خواهد، و در واقع این جنبش با این مانورهای دولت بوش بیش‌تر به مخمصه می‌افتد. نامه گنجی را بسیاری از روشنفكران و نویسندگان شاخص جهان امضا كرده‌اند (یورگن هابرماس، اورهان پاموك، نوآم چامسكی، جی‌ام كوتزی و، به كفایتِ تناسب، ژیژك).این بسیار خطرناك خواهد بود كه مفتون سیركی شویم كه ماجرای دیدار احمدی‌نژاد را احاطه كرده است، نمایش زشتی كه در آن چهره‌های سیاسی دستِ راستی و تندنویس‌های رسانه‌ایشان هیجان‌زده می‌كوشند كه احساسات وطن‌پرستانه را به غلیان درآورند.
این یورش دستِ راستی‌ها می‌تواند واكنش ما را با اعتراض به برخورد فرومایه‌ای كه از طرف سیاست‌مداران و نهادهای رسانه‌ای جنگ‌طلب با احمدی‌نژاد می‌شود برانگیزد. و – بی‌هیچ تردیدی – این چیزی جز جنگ‌طلبی نیست. اما بیایید اجازه ندهیم كه دستِ راستی‌های جنگ‌طلب به‌جای ما فكر كنند. چه می‌شد اگر ما احمدی‌نژاد را نه از پشت عینكِ (معوجِ) رسانه‌های آمریكایی، بلكه از دید مخالفان ایرانی، فعالان اتحادیه‌ای و فعالان حقوق زنان می‌دیدیم؟
اگر ما چنین كرده بودیم، می‌توانستیم احساس خاص ایرانیان دیگر (از جمله ایرانیان مذهبی) را درباره ملاقات میان احمدی‌نژاد و رهبران دینی آمریكا دریابیم. (ملاقات این هفته آنان در پی دیدار سال گذشته‌شان در نیویورك و ملاقاتی پیش از آن در تهران برگزار می‌شود. برخی از این رهبران دینی آمریكایی كلمات ستایش‌آمیزی درباره احمدی‌نژاد گفته بودند.)اكبر گنجی می‌گوید "با توجه به موقعیتی كه پیشِ روی ماست چنین دیدارهایی با احمدی‌نژاد به رواج دموكراسی و حقوق بشر در ایران كمكی نمی‌كند بلكه در مقابل كمك‌كارِ سركوب و انقیاد بیش ترِ مردم ایران خواهد بود." گنجی می‌افزاید: "در ایران رژیم از چنین دیدارهایی استفاده خواهد كرد تا بگوید احمدی‌نژاد از سوی گروه‌های مذهبی آمریكا به گرمی پذیرفته شد. این چنین ملاقات‌هایی نتایج منفی دارند و مبارزه ما را دشوارتر می‌كنند."
احمدی‌نژاد با ترك آمریكا به ونزوئلا خواهد رفت تا با هوگو چاوز دیدار كند، كسی كه سال گذشته رئیس جمهور ایران را به دریافت حمایل رسته آزادی‌بخش مفتخر كرده بود (بالاترین نشان افتخاری كه در ونزوئلا به یك مقام خارجی داده می‌شود). محبت شدید چاوز به احمدی‌نژاد یكی از عوامل مهم سردرگمی ستایندگان رهبر چپ‌گرای ونزوئلا در سرتاسر جهان بوده است. و بسیاری از مبارزان راه دموكراسی در ایران را نیز خشمگین كرده است. گروهی از چپ‌گرایان ایرانی با انتشار بیانیه‌ای، كه نقل اخیر گنجی را تداعی می‌كند، ابراز تاسف كردند كه ضیافت چاوز- احمدی‌نژاد "جنبش توده‌ای در ایران را تضعیف خواهد كرد". آن‌ها در بیانیه‌شان نوشته‌اند كه "به‌زعم ما برای دولت ونزوئلا ممكن است كه روابط دیپلماتیك و تجاری نزدیك خود را با دولت ایران حفظ كند بدون این كه از این دولت حمایت سیاسی كند – مخصوصاً آن‌جا كه پای سیاست داخلی در میان است."
در حالی كه چاوز در كاراكاس پذیرای احمدی‌نژاد است و دو رهبر روابط‌شان را محكم‌تر می‌كنند، بیایید ما نیز پذیرای ایرانیان دیگری باشیم (یا دست‌كم به آن‌ها بیندیشیم و درباره‌شان بیاموزیم): فعالان اتحادیه‌ای ودانشجویی كه دولت احمدی‌نژاد آن‌ها را به زندان انداخته است، فعالان حقوق زنان كه نیروهای امنیتی حكومت جمهوری اسلامی تجمعات‌شان را در هم می‌كوبد، و فعالان حقوق بشر و مبارزان دموكراسی‌خواهی كه برای فراهم آوردن قدری عدالت و آزادی بیش‌تر در ایران با خطرهای بزرگ روبه‌رویند.
این‌كه تیترهای رسانه‌ای به چنین ایرانیانی اختصاص یابد بسیار بعیدتر است. اما مبارزه ایشان مبارزه ماست. یا باید باشد.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?