<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Saturday, September 15, 2007


ما ایرانیان و زبان انگلیسی... 


همه میدانیم که مدتها است زبان انگلیسی به عنوان زبان علمی شناخته شده است و نتیجه اکثر کارهای تحقیقاتی (در همه رشته ها) به زبان انگلیسی منتشر میشود. ولی بعد از آمدن اینترنت و متداول شدن تبادل اطلاعات از این طریق، این موضوع روندی سریعتر و عمومی تر به خود گرفت و کاربران اینترنت هر روزه بیشتر از روز قبل محتاج به دانستن این زبان شده اند.
مدتی است که دارم روی یک پروژه ای کار میکنم و برای آن باید نشریات زیادی را زیر رو کنم و متوجه شده ام که به نسبت زمان دانشجویی ام تعداد مقالات و مندراجات بیش از پیش به زبان انگلیسی میباشند. حتی یکی از استادان آلمانی ام مدتها ست که کارهای تحقیقی خود را تنها به زبان انگلیسی منتشر میکند.
دو روز پیش به تیتر مقاله ای برخوردم که محقق آن یک ایتالیایی بود. با این تصور که حتماً کسی برای او نوشته اش را ترجمه کرده است ( در آلمان تصور بر این است که ایتالیایی ها انگلیسی نمیدانند و در خیلی از جوکهای آلمانی این موضوع مایه خنده و تفریح آنهاست)، ایمیلی به این پروفسور ایتالیایی فرستادم و یک کپی ازمتن کامل مطلبش را خواستار شدم. فکر کردم حالا تا سکرترش بیاید و نوبت جواب ایمیل من برسد یک هفته ای طول خواهد کشید. ولی پنج دقیقه بعد خودش برایم ایمیلی زد و مطلب را هم در ضمیمه فرستاد. هم خوشحال شدم هم تعجب کردم و نزد خود گفتم پیشداوری آلمانها در منهم اثر کرده ها.
حال شاید بپرسید چرا اینها را میگویم؟ جوابم این است که در همین مدت کوتاه متوجه شده ام که نوشته ها، گزارشات، مقالات و منابع فراونی راجع و از مثلاً پاکستان و یا دیگر کشورهای منطقه یافت میشوند تا از ایران. با اینکه وقتی به مشابه همان ها به زبان فارسی رجوع میکنی، میبینی نه تنها در یک مورد مشخص تعداد آنها کم نیست بلکه بیشتر و شاید حتی با کیفیت بهتری وجود دارند. ولی تنها برای فارسی زبانها قابل استفاده است. کم کم به این نتیجه رسیدم که ماهنوز تا پیدا و تعیین کردن جای خودمان در دهکده جهانی فرسنگها فاصله داریم.
برای نمونه همین مسئله کشتارهای 67 را در نظر بگبریم، اپوزیسیون خارج از کشور که خود را هم در اینمورد صاحب عزا میداند و سالیان سال است که در کشور میزبان کار و زندگی میکند ولی حتی نتوانسته این مورد را که نقض آشکار حقوق بشر بوده و میشود بوسیله آن به خوبی چهره کریه رژیم را رسوا کرد، باجمع آوری مدارک و اسناد و ترجمه آنها به زبان انگلیسی، لااقل یکی از هزاران پرونده ای را که میتوان در انظار جهانی رژیم را محکوم کرده و توجه جهانیان را به مسائل ایران جلب کند، تهیه و در دسترس افکار عمومی دنیا قرار دهد.
و دیگر اینکه به خصوص در رشته های علوم اجتماعی، فلسفه و... ما اولاً نتوانسته ایم رابطه و تبادل نظر لازم را با صاحب نظران معتبر جهان داشته باشیم و دوماً همیشه از ترجمه های بد و پر غلط و یا جهت دار (فقط روسی) کتابها در این زمینه در رنج بوده ایم. یا آنها را نفهمیده ایم یا غلط فهمیده ایم و یا اینکه اصلاً یک جهت و زاویه را دیده ایم.
برای همین به نظر من برای دانشجویان این رشته ها یاد گرفتن زبان انگلیسی از نان شب هم واجب تر است. به خصوص برای کسی که از روی علاقه تحصیل میکند و نه فقط برا ی گرفتن مدرک.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?