<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Tuesday, August 28, 2007


...... 


زنهای ایرانی دو دسته اند آنهایی که میخواهند نقش قربانی بازی کنند و آنهایی که نه میخواهند قربانی باشند و نه نقش آنرا بازی می کنند..
اما زنهایی که خود را قربانی میدانند هم دو دسته اند، آنهایی که آگاهانه از آن بوسیله ابزاری برای رسیدن به اهدافشان استفاده میکنند که خوب شاید اینهم یکی از هزاران راهی است در راز حفظ بقا...
ولی آنهاییکه که ناآگاهانه خود را در موضع ضعف و زبونی و ذلیل بودن و... میدانند و میبینند . این دسته ترحم برانگیزترین ها هستند.
در تصورم شانه های یکی از آنها را میگیرم، محکم تکانش میدهم و سرش فریاد میزنم، تا کی؟ تا کی خواری و ذلت؟ تا کی ندیدن خودت، توانائیهایت ؟ تاکی له شدن و حقارت... و تاکی در سایه کسی بودن؟ میخواهی خودت را پیدا کنی؟ پس دست بردار از آویزان بودن بر داربستی کج و معوج و ...... پوسیده.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?