<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Sunday, August 19, 2007


مرا دردی است اندر دل .... 




مدتی دارم به این فکر میکنم که بیست و هشت سال با رژیم زور، چماق، ارعاب، تبعیض، تحقیر، زندان،شکنجه و اعدام و ترور و...درگیر بودن، بیست و هشت سال تنها خبرهای بد شنیدن، بیش از بیست سال از محیطی که در آن رشد کردی و کودکی ات را گذراندن، بیش از بیست سال از عزیزانت، از خاطراتت و... به دور بودن... و بیش از بیست سال خبر های ناگوار از وطن شنیدن ....همه و همه از من تبعیدی انسانی تلخ ساخته. اما برای اینکه بتوانم برای نزدیکان مثمر باشم باید در وحله اول روحیه ام را تغییر دهم .... فکر ... فکر ... به این نتیجه رسیدم که در مبارزه کردن با پلیدی ها و سیاهی ها هم باید جایی برای شادی های و خنده ها قرار داد، یعنی حتی در زمانی که از بدی ها، نابسامانیها، و نابرابری ها و قساوتها سخن میرود، باید که خوشی ها را هم فراموش نکرد. باید بتوان بدون پنهان کردن و ندیده گرفتن تلخی ها، دلخوشی ها هم را در لابلای لحظات جا داد، میدانم که این شدنی است، اینرا ربرتو بنینی توانست با ساختن فیلم " زندگی زیباست" ثابت کند.
ما هم نباید از این نکته مهم و ظریف غفلت کنیم، چرا که به خصوص مبارزه امری است همیشه گی و به عنوان مثال برای منی که ایران بدون ولایت فقیه آرزویم است، میتواند خیلی بیش از بیست و هشت سال به درازا کشد.
مهشید مطلبی نوشته که کمی به این موضوع مربوط میشود و من هم سعی خواهم کرد در پستها بعدی آنرا ادامه دهم.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?