<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Friday, August 17, 2007


ایرانیم و فاتح و سگمارس (هادی خرسندی) 


ایرانیم و شاه و خمینی‌ ثمراتم
من عامل تکثیر ژن این حضراتم

انگار که آن شب که سرشتند گلم را
مانده می آن‌ها ته پیمانه‌ی ذاتم

من مبدأ تاریخم و توضیح مسائل
من مایه‌ی پیدایش فرهنگ لغاتم

با هوشترین ملت منظومه‌ی شمسی
من هستم و انگشت‌نما بین کراتم

گه زاده‌ی خُردادم و گه مرده‌ی مرداد
مبنای شب و روز بود مرگ و حیاتم

گه دایره-‌دنبک‌زن ایام سرورم
گه گریه کن تعزیه‌ی شام وفاتم

گه فاتح و پیروز و پِر و فول و برنده
گاهی کُت و سگمارس و کتک خورده و ماتم

گه سنتی‌ام، شیره‌ی سوهان قم‌ام من
گه شیک و مدرنم، شکلاتم، شکلاتم

گه تا به فلک فاصله دارم ز خرافات
گاهی بپرد جت به هوا با صلواتم

گه کافر و بی‌دینم و لائیک و سکولار
گه غسل‌کنان در طلب خمس و زکاتم

ایرانیم و مظهر تفریطم و افراط
گه قطره‌چکانم به مثل، گاه قناتم

بخشم به طرف گاه سمرقند و بخارا
گه فکر پس‌انداز نخ لای نباتم

استاد فنونم همه، جز فن تعادل
کُشتی بلدم، بی‌خبر از آکروباتم

کارم ز تعارف بکشد سوی تملق
پیدا نبود سرّ ضمیر از وجناتم

هم صاحب سهم گوگل و سیسکو و ای- ‌بِی
هم یار فلسطین ز زمان عرفاتم

گه سوی فضا می‌روم و شیرزنم من
گه زائر شامات و گدای عتباتم

گه از دل آتش گذرم همچو سیاوش
گه فکر گذشتن ز پل نحس صراطم

تاریخ نوشته است که من دشمن خویشم
تقصیر خودم بوده تمام تلفاتم

خواهند اگر حکم قتالم بنویسند
من خود قلم و خود ورق و نیز دواتم

باری مگر آینده بسازم ز گذشته
اکنون که شده تجزیه تحلیل صفاتم

بینایم و ناظر به عبودیت کورم
آقایم و مقهور اقلّیت لاتم

بیدارم و در فکر گروه هپروتم
هشیارم و دلواپس جمع هپراتم

هربار به یک واقعه‌ای سوخت فیوزم
زیرا که به‌هم ریخته بود آمپر و واتم

من وارث وارونه‌ی داراییِ خویشم
نفت است که انداخته در این ظلماتم

از خاک وطن لاله دمیده‌ست فراوان
وقت است که گندم دمد از خاک فلاتم

آماده نباشم به دموکراسی کامل
یک‌ذرّه دمو هستم و یکخرده کراتم

ایرانیم و هیچ حقوق بشرم نیست
هرچند خودم مبتکر این کلماتم

ایرانیم و اهل دل و کاشف الکل
من شاعر ابیات میان قطراتم

ایرانیم و عاشق زیبایی انسان
دلداده‌ی مرد و زن شیرین حرکاتم

ایرانیم و وارث شیرینی طنزم
قندم، عسلم، نیشکرم، توت هراتم

هادی! همه شب فکر وطن بودم و افسوس
وقت سحر از غصه ندادند نجاتم!
--------------------------------------
تیر 86




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?