<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Sunday, August 12, 2007


دکترهای استشهادی 


تا به حال شده از خواندن مطلبی متعجب شوید که، ا... این که همان نظرات شما است که به قلم شخص دیگری نوشته شده است؟ من با خواندن این مقالهء آقای عبدی کلانتری دچار این شگفتی شدم، به خصوص این قسمتهایش را عین واقعیت (از دید من البته) میدانم:
.
- در ميان اسلامگرايان، مي توان نوعي روان پريشيِ ارزشي و ديني را مشاهده کرد که نشان مي دهد در برابر تهاجم فرهنگي «غرب» (سکولاريسم، دموکراسي، مادي گرايي، برابري خواهي هاي زنان و همجنس خواهان و ديگرانديشان، برهنگي، اخلاقيات اين جهاني)، امنيت وجودي آنان به خطر افتاده است. مهم نيست که صاحب اين روان چه اندازه «تحصيلات دانشگاهي» دارد. اين تحصيلات تخصصي به هيچ وجه براي روان او آن امنيت و هويتِ ريشه داري را که جامعهء کوچک و بستهء ديني فراهم مي کند، پديد نخواهد آورد. حتا موفقيت مالي و ثروت نيز در جامعه اي از لحاظ فرهنگي و ارزشي «غربي» شده او را به آرامش نخواهد رساند.
.
- تحليلگري در روزنامهء نيويورک تايمز (۴ جولاي) مي نويسد دو جريان در اينجا دست به دست هم داده اند: احساس تحقير شدن، و زندگي اتميزه شده [در جامعهء غربي يا غربزده]. تصور اسلامگرايان از هويت خود آن است که دينِ آنها کامل ترين دين در ميان اديان تکخدايي است و قرآن، حرف آخر خدا و کامل ترين پيام الاهي است. مثل سيستم کاربردي کامپيوتر، که هميشه آخرين نسخهء نرافزارآن پيشرفته تر از نسخه هاي پيشين است، جوانان مسلمان با اين اعتقاد بزرگ مي شوند که اسلام در مقايسه با مسيحيت و يهوديت، شکل پيشرفته تري از همان سيستم کاربردي تکخدايي است. اما مردان جوان مسلمان، به ويژه مردان تحصيل کردهء مسلمان، به طور روزمره با اين واقعيت دست به گريبان اند که با سيستم هاي کاربردي ناقص ترِ تکخدايي، مردم به مراتب مرفه تر، قدرتمندتر، و دموکراتيک تر زندگي مي کنند. به گفتهء اين تحليلگر، همين واقعيت با خود احساسي از حقارت و ناهمخواني روحي به وجود مي آورد. چطور چنين چيزي ممکن است؟ چه کسي با ما چنين کرد؟ صليبيون! يهودي ها! غرب استکباری!
.
- ايدئولوژي استشهادي را مي توان با يک فورمول ساده بيان کرد: «تنفر از غرب + اسلام». دارندگان ذهنيت استشهادي همه تروريست نيستند اما اعتقاد دارند که آنچه اسلام تاکنون و در آينده به آنها عطا کرده و خواهد کرد، به مراتب ارزشمندتر از هرچيزي است که غرب مي تواند به آنها بدهد. دکتر استشهادي يا مهندس استشهادي، سمبول انسان متديني است که تحصيلات تخصصي غربي را کسب کرده اما از لحاظ عاطفي با غرب مشکل دارد، مشکلي که گاه به تنفر پهلو مي زند. او مي خواهد دانش و تخصص خود را نه در جامعه و فرهنگي کفرآلود، بلکه در ميان امت و در «کمونيته»ء سرفراز ديني اش به کار بگيرد. دانش آموختگان و متخصصان مُدرن استشهادي در ميان ما فراوان اند. نه سال پس از چهاردهم فوريهء ۱۹۸۹، روح فتواي امام در شهرهاي اروپا گشت مي زند. سلول هاي جهادي پراکنده و منفردند و از راههاي مجازي بايکديکر تماس مي گيرند. ضربات آنها هنوز کاري نيست. اما تا يک دههء ديگر، هنگامي که اسلام نفتي به اسلام اتمي تبديل شود، .....




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?