<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Friday, July 20, 2007


خیابان، میدان و درخت ...و اعدام 


من در شش و یا هفت سالگی: مامان اعدام یعنی چی؟
مامان: یعنی بوسیله ای کسی را کشتن... که معمولاً اون زمانهای قدیم بوسیله طناب که یک سر ش به دور گردن مجرم حلقه میشد و سر دیگرش به شاخه درختی بسته میشد، صورت میگرفت..
من در حال تصور صحنه ای که مامان برایم از آن گفته: خوب چرا اینکار را میکردند؟
مامان: چون آن زمان قانون وجود نداشته که دستور بدهد باید با مجرم چه بکنند و هرکی هرکی و هرج و مرج بوده.
من: مامان مجرم یعنی دزد؟
مامان: مجرم یعنی کسی که کاری خلاف انجام داده.
من: هرج و مرج یعنی چی؟
مامان: یعنی اینکه حساب و کتابی در کار نبوده، نه قانونی، نه قاضی و خلاصه سگ صاحبش را نمیشناخته.
من: خوب چرا انو میکشتند؟
مامان: گفتم که برای اینکه قانون درست و حسابی نبوده
من: حالا چرا مامان بزرگ به اینجا میگه میدون اعدام؟
مامان: چون در زمانی که مامان بزرگ جوون بوده در این میدون آدمها را اعدام میکردند واسمش هم میدون اعدام بوده.
.... ومن به درختهای میدان نگاه میکردم و تصور میکردم که کسی را با طناب از شاخه یکی از درختان آویزان کرده اند... و حالا پس از گذشت چندین سال هنوز آن تصویر دوران کودکی در ذهنم است ...




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?