<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Friday, June 29, 2007


هجدهمین کنفرانس بین المللی بنیاد پژوهش های زنان ایران 


دوستی که در وانشگتن اقامت دارد از من پرسید که چرا به سمینار امسال " بنیاد پژوهشهای زنان ایرانی" نمیروم. من در جواب او نوشتم که:
عزیزجان تو حتمن برو و چه خوب هم که میری! مطمئن هستم که خواهی دید این نوع سمینارها را نباید از دست داد. به خصوص آن بحثهای حواشی که هنگام صرف چای و غذا و یا در راهروهای محل سمینار و یا هتلها صورت میگیرد. و مهمتر از خود سمینارهم شبکه هایی است که ایجاد میشوند و اگر موجودند تقویت میشوند ....
ببین عزیز از نظر من در برنامه امسال سعی شده فقط از یک نگاه به این مراسم سخنران و ... دعوت شود ( که متاسفانه بار اول هم نیست که تریبون تنها به یک طیف داده میشود و نظرات دیگر نادیده گرفته میشود) و آن نگاه هم همانی است که چپ الهی ها ( که لزوماً فقط چپ‌ها و مارکسیست را شامل نمیشوند، بلکه آنهایی هم که مبارزه با آمریکا آنهم از نوع ارزان چپ پوپولیستی از نوع چاورزی، ضد امپریالیستی نوع احمدی نژاد را هم در بر میگیرد) آنرا نمایندگی میکنند یعنی همان نقد یک جانبه و سطحی و پوپولیستی پست کلنیالیزم و نقد یک جانبه و سطحی نئوکانها. البته که من هم خودم را ناقد آنها میدانم ولی معتقدم تانگو را یک نفره نمیشه رقصید پس خود ما و دولتهایی که ما مردم استتعمارزده اسیر آنهاییم، فرهنگهای عقب افتاده ما ... هم همانقدر در برپایی و ادامه استعمار و امپریالیسم نقش دارند که کشورهای غربی. یعنی میخواهم بگوییم من برای مبارزه با آمریکا نمیآیم با احمدی نژاد همکاری کنم و در جبهه مثلاً چاورز گلویم را علیه بوش پاره کنم که اتفاقاً آنها را جاده صاف کن امپریالیستها و نئوکانها میدانم.
ولی من اگر ساکن آمریکا بودم حتماً به این سمینار میرفتم و حرف خودم را میزدم، اما برای منی که هزینه مالی در بردارد و اختلاف ساعت و جت لگ و گیجی بعد از آن و حرص و جوش خوردن و ....نه نمیارزد. برای من نمیارزد ولی برای تو که دم گوشت است حیف است که نروی و ضمناً یادت باشد یک گزارشی هم از آن بنویسی.
.............................................................
.
پس نویس: پس از اینکه یکی از دوستانم نوشت که برنامه شان کمی تغییر کرده و به خصوص بعد از کامنت سیبیل طلا که نوشته بود بعد از دیدن برنامه شاخ درآورده است، گفتم برم ببینم چه شده و باید حتماً تغییراتی داده شده که سبیل طلای ما را ناراضی کرده اند. رفتم برنامه را دوباره نگاه کردم و دیدم بله، آنی نیست که چندماه پیش به دست من رسیده بود. از این بایت اینجا مقداری (همانقدر که برنامه تغییر کرده) از حرفم را پس میگیرم.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?