<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Saturday, April 21, 2007


جنبش زنان و فرزندان آن ؟؟؟؟؟؟ 


این نوشته مهشید، نشان داد که من در این زاویه از دیدم نسبت به فعالین حقوق زنان در ایران، تنها نیستم و از این بایت خوشحالم و معتقدم که ما باید بتوانیم با حفظ موضع و استقلال فکریمان با یکدیگر قدمهای مشترک برداریم و از حرکتهای یکدیگر حمایت کرده و یا آنها را به نقد کشیم . در این میان نباید هیچ حسابگری و یا صلاح دیدی مانع بازگو کردن نظراتمان شود. من از دکتر رحیمی آموخته ام که حتی اگر در دیدن اشتباهی تنها هستیم، باید آنرا مطرح کنیم و از انگ خوردن هراسی به دل راه ندهیم، چرا که شاید یک جریان بدون توجه به انحرافات احتمالی قدمهایی بردارد که منجر به انحراف در مسیر اصلی گردد. مرسی مهشید جان:
.
این مصاحبه را با آقای گنجی بخوانید ( یا گوش کنید ) من با شنیدن این مصاحبه واقعا شاخ در آوردم. من هم مثل بقیه دوستان خارج از کشور که حساسیت نسبت به مسائل ایران در ایشان وجود دارد ، معمولا از افرادی که به ایران رفت و آمد میکنند سوالاتی در مورد وضعیت ایران میکنم. و معمولا جوابهایی که میشنوم خنده دارند. مثلا یکی از این جوابهای خنده دار را برایتان مینویسم . چند وقت پیش از زنی که ایران رفته بود سوال کردم وضعیت اقتصادی را چگونه میبنی ؟ گفت بی خیال باش بابا. اینقدر نشستی هی عم میخوری ، مردم همه وضعشون خوبه. من با تعجب گفتم : این چه حرفیه . گفت : اِ ، شوخی نمیکنم که . همه وضعشون خوبه . گفتم : همه ؟ مثلا کیا ؟ گفت ببین من این سه هفته رفتم ایران . خونه هرکی رفتم وضعش خوب بود . بابام اینا ، عموم اینا ، عمه جان ، خاله اینا ، دائی هایم ، همسایه ها ... خلاصه همه وضعشون خوبه. تو اینجا نشستی و هیچی نمیدانی.
مصاحبه ی گنجی مرا یاد صحبت های همین خانم انداخت .
ایشان میگوید : سنگسار حکم میگیرد و اجرا نمیشود . ( وکلای زنان و فعالان جنبش زنان در ایران روز شب ندارند برای الغای همین احکام و تبدیل آنها به احکام معقول تر ، ولی آقای گنجی به کل منکر اجرای حکم شده اند . دلم میخواست بدانم اگر اینهمه مبارزه روزمره زنان وجود نداشت باز هم احکام ، تک به تک ، تعدیل میشد یا نه ؟)
ایشان میگویند حکم حد زدن در میادین تعطیل شده است . چند وقت پیش بود که پسر نوجوانی در اثر همین حدهای میدانی جان خود را از دست داد . این تعطیلی ـ به گفته ی آقای گنجی ـ قبل از مرگ ایشان بود یا بعد از آن ؟
و آخر از همه ، به عنوان خامه ی روی کیک دستپخت خود ، ایشان میگوید که چند همسری واقعیت ندارد. ایشان به این دلیل که مردها توان معیشت خانواده را ندارند ، میگویند که خانواده ها دخترانی را انتخاب میکنند که شاغل باشند . و چون خود ایشان در پیرامون خود مردانی را نمیشناسد که ازدواج مجدد کرده باشند ، میگویند که این پدیده واقعیت ندارد.
خنده دار اینجاست که گنجی از آزاده که بر امر وجود ملموس چند همسری پافشاری میکند ، آمار میخواهد. او که خود روزنامه نگار است و به خوبی میداند که در ایران چنین آماری وجود ندارد ، تقاضای آمار میکند ولی برای صحت گفته های خود هیچ آماری ارائه نمیدهد و به اطرافیانش رجوع میکند. جالبتر اینکه گنجی انگار صیغه و ازدواج موقت را هم چند همسری نمیداند.
گنجی مرا به یاد آن خانم انداخت و حرفش تقریبا همینطور میشود : من چند همسره نمیشناسم ، هیشکی تو ایران چند همسره نیست ، بابام اینا ، عموم اینا ، شوهر خاله ام اینا ، داییم اینا ، هیشکی چند تا همسر نداره ....
حالا حرف بر سر این است که : اکبر گنجی یک انسان معمولی است، انسان جسوری است با یک سری توانایی های معمولی ،سرسخت است جان سخت است و مبارز است و برای باور های خود اقدام و حرکت میکند. نظراتی دارد و صحبت هایش بر اساس نظرات خودش است. من ابدا معتقد نیستم که قرار است نظراتش را مطابق نظر و میل من تغییر دهد و یا حالا که میکرفن در اختیار دارد ، حرفهای من را بزند. برایش احترام قائلم. تا زمانی که مایل است همراه باشد ، همراهی اش را ـ مثل همراهی هر انسان شریف دیگری ـ قدر میدانم . ولی همین. نه بیش و نه کم.
درد اصلی من نه از صحبت های گنجی ، بلکه از صحبت های همراه ِ همیشگی و عزیز جنبش زنان ، نوشین احمدی در جمعی بود که به مناسبت در بند بودن دو یار جنبش زنان گرد آمده بودند . به این قسمت نوشته توجه کنید : ... به همین خاطر بود که امروز وقتی به اینجا می آمدم آرزو می کردم ای کاش تخیل زنانه ی اکبر گنجی امروز نیز با ما همراه شود و برای محبوبه و ناهید ما پیامی بفرستد. برای ناهید کشاورز که روزها همراه او در اعتصاب غذا شرکت کرد، همراه او رنج کشید، برای او مادرانه اشک ریخت تا اکبر گنجی تبدیل بشود به فرزند جنبش زنان تا برای ما پیام هایی بدهد که نه مانند برخی مردان سیاست از سر نصیحت و آمریت بلکه از سر همراهی و همدلی باشد....
که یعنی ناهید کشاورز ، زنی فعال در جنبش زنان ، نقش مادر بگیرد و اشک مادرانه بریزد برای گنجی ، تا او تبدیل شود به فرزند جنبش زنان که برای جنبش پیام هایی از سر همراهی و همدلی بدهد ؟ یعنی نقش جنبش زنان همان است که به هر زنی تفهیم شده بود ؟ که بنشیند و بزاید شیران نر ؟ اینگونه مایلیم سنت ها را پشت سر بگذاریم ؟ به جای جنگجویان حسینی ، همدلان جنبش زنان را بزائیم و یا مادرانه برایشان اشک بریزیم ؟
مسئله این نیست که این " فرزند جنبش زنان " ساز خود را بزند. گنجی باید حرفهای خود را بزند و نه حرفهای هیچ کس دیگر ، اگر او معتقد است که سنگسار و چند همسری و یا ضرب و شتم و خشونت خانگی معزلات جنبش زنان نیستند ، این نظر اوست و حق اوست که به عنوان نظر خود بیان کند. اما چه چیزی او را " فرزند جنبش زنان " میکند ؟ چند مقاله و نگاه دلسوزانه در مورد مسائل زنان ؟ اصولا جنبش زنان چرا به فرزند ( آنهم از نوع مذکرش ) نیاز دارد ؟ آیا وظیفه جنبش زنان نیز مثل وظیفه ی سنتی زنان ، زایش است ؟ حالا اگر این جنبش نخواهد فرزند بزاید و " مادرانه " برایشان اشک بریزد ، و تنها بخواهد از همکاری و همراهی مردان بهره ور شود ، میسر نیست ؟ این اغراق ها و تفریط ها را همه میشناسیم ، خودم هم حتما گاه دچار آن هستم . اما این را بپذیریم که به عنوان فعالان جنیش زنان ، نقش مهمی در شکستن تابو ها و الگوهای سنتی داریم . بازسازی آنها با شکلی مدرن ، گامی به پس است در جهت کمرنگ کردن نقش هایی زنانه ای که در جامعه رایج است.
پس نوشت : حدس میزنم که این نوشته ، مثل همه ی انتقادهای دیگرم ، از محبوبیت ِ نداشته ام در میان دوستان خوبم ، خواهد کاست . اما من فکر میکنم که انتقاد باید علنی مطرح شود . این زمختی های ما تنها در برخوردهای علنی است که تراش خواهد خورد و صیقل خواهد یافت. فرهنگ مرد ـ مدار ، فرهنگی است که همه ی ما با آن رشد کرده ایم. جانشین کردن آن فرهنگ با فرهنگ برابر طلبانه و عاری از هویت های جنسیتی ، با انتقاد و انتقاد از خود میسر است و بس. امید آنکه با این نوشته در این راستا برخورد شود ، در راستای ساختن ، و نه شکستن. که قصد ساختن است ، و نه شکستن.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?