<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Wednesday, March 14, 2007


جنبشهای اجتماعی 



جنبشهای اجتماعی در حال خروشند: زنان، دانشجویان، کارگران و حالا معلمان

به یکی از خواسته های مردم یزد که در دیدار احمدی نژاد از آن شهر توسط استقبال کننده ای به دست گرفته شده (در عکس) نگاهی بیاندازید. دولت مهرورز، دولتی که میخواست نفت را سر سفره ها ببرد نه در توانش است و نه در ماهیتش که پاسخگوی انسانها باشد. و خلاصه که دین و دعا و شعار، نان و آب و آزادی نمیشود و دقیقاً از اینرو مبارزات قشرها و گروههای مختلف میرود که برهه ای جدید از تاریخ سرزمینمان را رقم بزنند.

البته من نمیخواهم بگویم چنین و چنان خواهد شد و برای خودم رویا و خواب و خیال ببافم. ولی مطمئنم که این حرکات تأثیر خود را خواهد گذاشت، اگر چه میلیمتری، در ضمیر انسانها و در روند آگاهی شان، در اینکه باید خود سرنوشت خود را در دست گیرند، در اینکه من نوعی بدانم که من تنها فرد این اجتماع نیستم که دچار این و آن مشکلم پس چرا بخواهم تنهایی از پس حل آن براییم، و در نتیجه زنده کردن حس همدری و همکاری و تعاون است. و در آخر تجربه اعتراضات مدنی و شاید زمانی هم نافرمانی مدنی.....

رژیم ولایت فقیه میرود که با شدت دادن به سرکوب این حرکات اجتماعی بر وسعت و عمق دشمنان داخلی اش بیافزاید، دقیقاً همان کاری را که هر رژیم غیرمردمی و سلطه گر دیگر هم انجام داده و میدهد.

پس نوشت: جمهوری اسلامی از ترس معلمان مدارس را تا عید تعطیل اعلام کرد.

--------------------------.

این نکات را هم در سخنان خانم مرضیه مرتاضی لنگرودی بسیار سنجیده دیدم که میخواهم آنرا با شما در میان بگذارم:

استدلالي كه زنان و مردان اصلاح طلب صاحب مجوز در انتقاد به اصلاح طلبان بي مجوز به كار مي برند اين است كه امروز، زمان مناسبي براي تجمع نيست. وضعيت كشور بحراني است و در مخاطره است. من مي پرسم در صد سال اخير چه زماني وضعيت مملكت مخاطره آميز نبوده است؟ و نكته ديگر اينكه در مملكت كه انواع مجوز در اختيار زور و قدرت است. رسم است كه از كساني كه زور و قدرت دارند نمي پرسند چرا مي زني و از آنكه ضعيف است و زوري ندارد هميشه مي پرسند چه كاري كردي كه كتك خوردي؟ صد ها و هزاران سال است كه هميشه آنكه زور دارد، مجوز دارد و مي زند؛ كسي از او نمي پرسد چرا؟ و آنكه زور ندارد فقط مجوز كتك خوردن، محاكمه و زندان رفتن دارد.
توزيع اين گونه مجوز ها نابرابر است. من قبلا هم گفته ام در كشور ما از منافع ملي صحبت فراواني مي شود. بسياري از بزرگان سياسي و مبارزان و فعالان سياسي از ترجيح منافع ملي بر منافع شخصي سخن مي گويند و حاضر به پرداخت هزينه هاي گزاف در راه تحقق منافع ملي هستند. يك بشكه نفت يا يك درخت را جزو سرمايه ملي دانسته و نفع اش را براي عموم مي خواهند. اما آيا روشنفكران و فعالاني چون شادي صدر كه وكيل زن جوان و توانا است و صرفا در جهت تحقق حقوق زنان و محرومان گام بر مي دارد و يا محبوبه عباس قلي زاده كه اهم فعاليتش در جهت توانمند سازي زنان است، جزو سرمايه ملي محسوب نمي شوند؟ و نبايد به صورت فعالانه از آنها حمايت كرد؟ و حمايت از آنان را در زمره حمايت از منافع ملي محسوب كرد و بر منافع و امنيت شخصي ترجيح داد؟





گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?