<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Saturday, February 24, 2007


جوابی از توپ مرواری به مانی 


مانی محترم، فعلاً اینرا ( که از جایی کش رفته ام را) از صادق هدایت داشته باش تا سر فرصت ( البته در حد سوادم و اطلاعاتم ) با تو به گفتگو بنشینم!
اضافه کنم که من این متن را تنها به این جهت در اینجا میآورم تا گواهی باشد بر ادعایم مبنی بر مهم بودن شهروند آگاه، مدافع و حافظ حقوق فردی و اجتماعی خود، در امر تکامل و پیشرفت روبه سعادت جوامع انسانی.
.
.
در «توپ مرواری» آمده است:
«... ما در اثر سال‌ها تجربة تلخ دریافتیم‌ که مردم دنیا خوش‌باور و احمق و تو سری‌خورند، و عقلشان به چشمشان می‌باشد، و همچنین دنیا خر تو خر است. اگر ما از حماقت مردم استفاده می‌کنیم گناه از ما نیست، چشمشان کور شود و دنده‌شان نرم، اگر شعور دارند بزنند و پدرمان را در بیاورند ـ اما حالا که ریگی به کفش دارند و قلدرپرستند، پس فضولی موقوف ... ما هم بیکار نمی‌نشینیم و با قصة "بی‌بی‌گوزک" سرشان را گرم خواهیم کرد. چنان آن‌ها را ترغیب به گذشت و فقر و فاقه و صوفیگری و مرده پرستی و گریه و بافور و توسری‌خوری می‌کنیم، که دست روی دستشان بگذارند و بگویند: باید دستی از غیب برون آید و کاری بکند، اما این دست، دست ما خواهد بود. ما، ترک دنیا به آن‌ها می‌آموزیم و خودمان سیم و غله خواهیم اندوخت ... همیشه برای اینکه تاریخ عرض اندام بکند، یک تپز یا گرز یا ... بمب اتمی برهان قاطع است. چنانکه حضرت خاتم النبیین می‌فرماید: انا نبتی باالسیف، آنوقت چند نفر رجاله لازم است که به اسم خدا ... سینه بزنند و خود را نگهبان قانون معرفی بکنند و تودة عوام ... را با اشتلم و بیم دوزخ و امید بهشت بفریبند. این تودة گمنام هم که اسیر شکم و زیر شکمش است، کورکورانه از آن‌ها اطاعت خواهد کرد. و به پای خود به کشتارگاه می‌رود. به این طریق تاریخ عوض می‌شود. اما چرا علم شریف تاریخ (تداوم) می‌یابد؟ برای اینکه وقاحت‌ها و پستی‌ها و سستی‌ها و مادر قحبهگی‌های بشر ( داوم) دارد. جانواران بت نمی‌پرستند، قلدر نمی‌تراشند، و به کثافتکاری‌های خودشان نمی‌بالند، برای همین تاریخ ندارند ... هر قلدری وقیح‌تر و درنده‌تر باشد، بیشتر کشتار و غارت بکند، و پدر مردم را در بیاورد، در صفحات این تاریخ، عزیز چسانه‌تر است و به اصطلاح نامش جاویدان می‌شود ....»(ص. ٩٤-٩٣)




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?