<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Thursday, December 07, 2006


گرفتاری امروز اسلام 


چند پست قبلی راجع به کتاب «گرفتاری امروز اسلام» به قلم ارشاد منجی اشاره‌ای داشتم . یک بخش از کتاب را هم در دو قسمت اینجا آوردم. حالا توجه کنید به مقدمهء آن که توسط دکتر خلیل محمد* امام جماعت و استاد دانشگاه سن دیه گو نوشته شده است.
من دوباره در اینجا تأکید می‌کنم که من با همه اعقاید ایشان همخوانی ندارم و تنها از این نظر که او به عنوان یک مسلمان دید انتقادی به اسلام کنونی دارد، مرا بر آن داشت که آنرا با شما تقسیم کنم. همین
-------------------------------------------------------------------

بیایید یک واقعیت ساده را قبول کنیم: من باید از ارشاد منجی متنفر باشم. اگر مسلمان ها به حرفهای او گوش بدهند، دیگر به حرفهای ادم هایی مثل من – امام جماعتی که سال ها در یک دانشگاه سنتی اسلامی جا داشته – گوش نمی دهند.

او برتری مردسالارانه مرا تهدید می کند و چیزهایی در باره اسلام می گوید که من آرزو می کنم راست نبود. او از مرگ ترسی ندارد، مگر مرگی که ناشی از تعطیل کردن کار مغز باشد. او همجنس گراست، و آموزش هایی که من در مدرسه (دینی) دیده ام این عقیده را حتی در "دی ان ای" من جا داده که الله از مردان و زنان همجنس گرا بیزار است. من واقعا باید از این زن متنفر باشم.

اما وقتی به دلم رجوع می کنم و ذهنم را به کار می اندازم، به نتیجه مشوش کننده ای می رسم: ارشاد دارد حقیقت را می گوید. و خدای من به من فرمان می دهد پشتیبان حقیقت باشم – یعنی که باید از او پشتیبانی کنم.

اما دلیل آن که این پیشگفتار را می نویسم این نیست. دلیلش این است که باید برای ریاکاری ام کفاره بدهم.

مرا اغلب برای شجاعتم و مخالفتم با اسلام افراطی و تروریسم ستایش می کنند. نمی توانم این ستایش ها را دستکم بگیرم، چرا که مستلزم مقدار مشخصی شجاعت است. برای همین هم، دفاع از ارشاد منجی در زمانی که به این دفاع نیاز دارد، فداکاری عظیمی نمی طلبد.

این اواخر، فرصت چنین فدارکاری ای را داشتم، و از دستش دادم. تازه از کنفرانسی برگشته بودم که در آن، با دعوتم از مسلمانان به پشت سر گذاشتن یهودی ستیزی، سروصدایی به پا کرده بودم. برخی از مسلمانان تصمیم گرفتند کاری را که درست بود بکنند: نزد من آمدند و از من پرسیدند دقیقا منظورم چیست. در جریان بحث ها، کسی نام ارشاد منجی را پیش کشید. جمع حاضر، او را به عنوان یک همجنس گرای دردسرساز حقیر، مسخره کرد. و من لال و بی حرکت مثل مرغ پرکنده آنجا نشسته بودم و نمی خواستم وارد یک چالش دیگر بشوم. من، یک مرد، که به گفته دستوری آسمانی در مکتوبی از قرن هفتم میلادی – مکتوبی که مدرسان مدرسه به من آموخته بودند که ابدی است – "پشتیبان و نگاهبان زنان" شناخته می شوم. صدایم در نمی آمد.

همان موقع بود که فهمیدم این وضع بی ربط باید به آخر برسد. من مسلمانم یا نه؟ حقیقت برایم مهم است یا نه؟ برای همین است که حالا اعلام می کنم: من پشتیبان ارشاد منجی هستم. او از ما می خواهد همان کاری را بکنیم که کتاب مقدسمان از ما خواسته: موضع گیری های قبیله ای را کنار بگذاریم، در برابر ستم بایستیم، حتی اگر این ستم را امام های جماعت، شیخ ها، ملاها، استادها و هرعنوان دیگری که بسته بندی کنندگان اسلام به خودشان داده اند، توجیه کرده باشند.

خیلی به ندرت پیش آمده که یک مسلمان، آن چیزی را که همه ما می دانیم اما جرئت تاییدش را نداریم، علنی بیان کرده باشد. ارشاد منجی اهل مجامله نیست، چه آن موقع که جهود ستیزی را افشا می کند، چه زمانی که از نسبت دادن همه کاستی های اسلام به استعمار غرب می گوید، در حالی که مسلمانان عموما چشمشان را به روی سابقه ی خود اسلام را در استعمار، و زیر پا گذاشتن پیوسته ی حقوق بشر به نام الله، می بندند. ارشاد در سراسر کتابش، به این دستور آسمانی پایبند می ماند که "ای باورآورندگان، به دادگری رفتار کنید و گواهی راست بدهید، حتی اگر به زیان خودتان، پدر و مادرتان یا خویشانتان باشد." (قرآن، سوره٤، آیه ١٣٥)

ارشاد در عین حال که فرمانبر خداست، ملاها را در زمین بازی خودشان شکست می دهد. یکی از پیش شرط های سنگین اجتهاد، یا سنت استدلال مستقل در اسلام، این است که شخص باید با تمامی اندیشمندان متاخر اسلامی آشنا باشد. با این مقیاس، ارشاد منجی از بسیاری از روحانیان پیش است. در واقع، کتاب او می تواند راهنمایی برای دیدگاه های روشنفکران مسلمان دوران نوین به شمار آید. در چه جای دیگری می توان تحلیل هایی چنین موشکافانه در باره سعدالدین ابراهیم، محمود طه، خالد ابوالفضل، ناصر حامد ابوزید و بسیاری کسان دیگر یافت؟
تردیدی نیست که ارشاد منجی با انتخاب شیوه ی بیانی که به گونه‌ای سرکشانه دموکراتیک است – یعنی نوشتن کتاب به صورت یک نامه سرگشاده – خود را در معرض انتقادها قرار داده. این رویکرد، حس خودخواهی نخبگان را آزار می دهد، چرا که ارشاد از این که تنها ما و هواداران همفکرمان را مخاطب بگیرد خودداری می کند. کتاب ارشاد منجی در زمره ی نظریه های آکادمیکی جای نمی گیرد که لبریز از اصطلاحات تقریبا فهم ناپذیر برج عاجی اند. این کتاب، از آن غزل سرایی های معمول در باره ی اسلام هم که تنها پیروانش می توانند بفهمند نیست. در عوض، صداقت و روشنی سبک ارشاد منجی، کتاب او را در جایگاهی مخصوص خود جای می دهد.

شمای خواننده شاید با همه نتیجه گیری های ارشاد منجی موافق نباشید. من که یقینا نیستم. اما هدف او دقیقا همین است. انتظاری جز این ، به معنای شکست آزادی اندیشه ای است که او می کوشد به اسلام بازگرداند.
-----------------------------------------------


*دکتر خلیل محمد در دانشگاه سن دیه گو، الهیات تدریس می کند و از اعضای هیئت علمی مرکز اسلامی و مطالعات عربی این دانشگاه است. وی در عین حال مجتهدی است که در دانشگاه (سنی) محمدبن سعود در ریاض و در زینبیهء دمشق (سنی) درس خوانده، و دکترای قوانین اسلامی از دانشگاه مک گیل کانادا دارد.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?