<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Wednesday, November 08, 2006


و باز هم راجع به ما ایرانیان خارج نشین! 


چند روز پیش در جائی از کمپین علیه سنگسار سخن گفتم و در ادامه هم اضافه کردم که کلاً من علیه هر گونه فرم و شکلی از اعدام هستم.
مرد جوانی که خیلی هم ادعای مطلع و انساندوست بودن دارد به من حمله ور شد که:
" این نگاه غیر صادق انسانی شما فقط حال مردم را به هم می زنه. نه بیجه و نه صدام به دلسوزی احمق هایی که این چند روزه مهمل زیاد گفته اند نداره. برای صدام و بیجه اعدامشان آنچنان مهم نیست که برای یک عده ی احمق و نفهم مهم هست. از این دلسوزی متنفرم. متنفر. یک چیزی شما باورتان شده این که فکر کرده اید کسی را به مرگ وادار کردن کار بدی ایست. اولا این نگاه غیر صادقانه است. اگر شما به حقوق اولیه ی انسان معتقد باشید نمی توانید سقط جنین رو تایید کنید. می دونم از اون فمینیست هایی هستی که احیانا از دنیا زده شده اند و به خود کشی فکر می کنند و افسرده هستند و ... و نمی تونی فرض کنی چقدر بده که مثلا برای مثال قرار بوده سقط شده باشی اما ظاهرا تصمیم پدر و مادرت عوض شده و تو را به دنیا آورده اند."

منکه باز به یاد مردانِ وحشت ( نگاهی به بازندگان رادیکال) افتادم. شما این گفته ها را چگونه تشریح وآنالایزمیکنید؟




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?