<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Thursday, September 28, 2006


خون بعضی ازانسانها (مسلمانان) قرمزتر از دیگرانسانها(مسلمانان) است! 


بعد از خواندن اینجا و اینجا خیلی فکر کردم که چرا مردم ما و حتی کسانی که ادعای آگاه بودن به همه مسائل سیاسی و اجتماعی ایران و جهان دارند ایچنین در دامهای رژیم ولایت فقیه گرفتار میشوند. در مورد بمب اتمی میتوان گفت بی خبری و نداشتن اطلاعات در اینمورد است ولی در موارد دیگر چه؟

به این خبر توجه کنید:

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، روز گذشته سال تحصیلی جدید در كرمان، با اعتراض بیش از یكصد تن از والدین دبستان پسرانه «تقی‌زاده»، واقع در انتهای خیابان ٢٤ آذر و وابسته به آموزش ‌وپرورش ناحیه ٢ كرمان، به علت حضور تعداد بسیاری از دانش‌آموزان افاغنه در این مدرسه آغاز شد.

و حال این کامنت درج شده در وبلاگ یک لیوان چای داغ را بخوانید:

« افغانی با شناسنامه ایرانی زمین و ماشین می خرد ولی بعلت حضور غیر قانونی در ایران سربازی نمی رود مالیات نمی دهد افغانی فامیل قاچاقچی خودش را لو نمی دهد افغانی اصولا شیعه نیست اگرهم باشد هرگز در نماز جماعت دیده نشده افغانی خمس و زکات نمی دهد از مرجع تقلید ایرانی تقلید نمی کند دخترهای ایرانی را با شناسنامه جعلی ازدواج می کند افغانی با مزد کمتر از یک سوم ایرانی کار می کند لذا موجب می شود ایرانی ها بیکار شوند و...»

جای شرم کردن ندارد؟ آیا نباید تأسف خورد؟ نمیبایست از کمبود وجدان بیدار در میان هموطنانمان مأیوس شد؟

نکته اینجا است که همین رژیم و مردمی که اینچنین در مورد افغانها می اندیشند و اظهار نظر و عمل میکنند در مورد فلسطینیان کاملاً دلسوز و کاسه داغتر از آشی میشوند که بیا و ببین. و یادمان هم نرود که بودجه ای که هر سال از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به خاطر افاغنه به جیب آقایان روانه میشود کم نیست. در صورتی که برای کمک به دولت حماس کیفهای پول است که از حق مردممان سخاوتمندانه از طریق سوریه به دست نیروهای جنگ طلب میرسد. همین امر است که باید گفت، ای کاش افغانستان در خاک فلسطین ‌بود. ولی غم‌انگیزتر آن است که بعضی از وبلاگ نویسان ما که در مورد فلسطین و سیاستهای اسرائیل و آمریکا در قبال آن فوق‌العاده حساس و نکته سنجند ( و چه خوب که اینگونه‌اند) در مواردی مانند تحقیر کردن و آزار و اذیت رساندن رژیم و هموطنان خودمان به افاغنه ساکتند؟ آیا این دال بر وجود ژن یهودی ستیزی در میان ما ایرانیان دارد؟ یا حکایت از علت دیگری دارد که من به آن آگاه نیستم؟

مورد دیگری که میتوان در همینجا به آن اشاره کرد این است که زمان جنگ ایران و عراق همین نیروهای عراقی که هر روزه درجایی بمبی منفجر می کنند و عده ای را به کشتن می دهند، ارتش کفار لقب گرفته بودند. ولی حالا همانها جزو سپاه اسلام و نیروهای مقاومت مردم ستم دیده قرار گرفته‌اند.

آخر چرا؟ اگر مسئله اسلام و مسلمانی است که خوب افغانها هم مسلمان هستند. اگر افغانها شیعه نیستند که فلسطینیها هم شیعه نیستند. چرا خون بعضی مسلمانها در نگاه این معتقدین به خدا، محمد و روز قیامت کمتر از آن دیگری قرمز است؟ ضمناً در همین مورد ببینید که رژیم و مزدورانش که برای مردم فلسطین به عنوان مسلمانانی که تحت اشغال صهیونیستها دچار بلایا و مصائب شده‌اند دنیا را به خشونت کشیده‌اند و همینطور متأسفانه بعضی از وبلاگ نویسانی که برای مردم فلسطینی و لبنانی ذره بین بدست دارند در مورد چچنین (chechenien به فارسی نمیدانم و این تلفظ آلمانی آن است) چگونه سکوت اختیار کرده اند.

.

پس نوشت: چگونه است که ملتی که نمیتواند (به هر علتی) حق خودش را از رژیم زورگو و جنایتکار حاکم بر سرنوشتش بگیرد، مدام تحقیر و سرکوب میشود، سرمایه‌های ملی و انسانی اش به غارت میرود، خود بالاترین آمارمهاجرین را دارد اما در مقابل افاغنه اینچنین "مبارز" و "حق‌طلب" است؟ یکجای کار ایراد دارد.





گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?