<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Tuesday, July 18, 2006


عبور از گنجی و گنجی ها!؟ 



پس از خواندن گزارش‌های رسمی و غیر رسمی ( مثل وبلاگها) از مراسمهای مختلفی که در پی فراخوان اکبر گنجی در شهرهای مختلف اروپا و در آخر نیویورک برپا شده بود، برایم روشن‌تر شد که هر چقدر این اصلاح‌طلبان و یا اپوزیسیون خودی (مسلمانان دموکرات) و دنبالچه‌هایش ( اتحاد جمهوریخواهان، اکثریتی‌ها و...) بیش ازپیش تریبون در اختیار داشته باشند، بیشتر و بهتر هم نشان میدهند که چیزی در چنته ندارند، اگر چه مثل گنجی شجاع باشند. و باز بیش از پیش برایم روشن شد که اپوزیسون ایرانی محتاج افرادی با گذشته‌ای شفاف است، محتاج صداقت است، محتاج یک نوع رادیکالیزم است و مهمتر از همه محتاج افراد و جریانهای غیر اپورتونیست است. خوب حتماً سؤال خواهید کرد که آنها در کجا یافت خواهیم کرد؟ جواب من این است که افراد و جریانهایی با این خصلتها و خصوصیات تنها در همان بطن جامعه ایران ساخته و پرداخته خواهند شد و همین آنها هستند که با نقد پیگیر خود، شک کردن به باورهای خود و اطرافیان، و مهمتر از همه داشتن استقلال فکری، جمعی و شاید هم جریانی را پایه ریزی کنند تا بشود امیدوار بود که رفته رفته این گنداب را خشک سازند.( و شاید هم الان در حال تکوین خود باشند و ما خبر نداریم) حال شما باز میپرسید چگونه؟
من به تاریخ صد ساله خودمان مراجعه میکنم در یکصد سال گذشته تعداد معدودی مانند میرزاده عشقی، عارف قزوینی، صدیقه دولت آبادی، ایرج میرزا، احمد کسروی، نیما و فروغ داشته‌‌ایم که جمع‌شان حتی به تعداد انگشتان دو دست هم نمیرسد ولی هم اینها بودند که در تاریکی با مشقت و سختی و رودرو با مخالفت‌خوانی‌های فراوان در آن جامعه‌ای که به ندرت کسی سواد خواندن و نوشتن داشت، خود را ساختند و تأثیر گذاشتند. البته که آنها حتماً پشتیبانانی داشتند ولی کم بودند کسانی که بخواهند خود را به دردسر اندازند. و این همان مسئله‌ای است که باید به آن پرداخت و من میخواهم در اینجا آنرا مطرح کنم.
در زمانی که بالای ٧٠% جمعیت ایران با سواد است و تعداد تحصیلکرده‌ها سال به سال افزون میگردد، زمانی که دسترسی به اطلاعات به راحتی صورت میگیرد، زمانی که از طریق اینترنت سریع و راحت میتوان ارتباط برقرار کرد، وقتی که میشود خبر و نوشته و ایده‌ای را در چند لحظه به نقطهء جغرافیای دیگری ارسال کرد و مهمتر از همه زمانی که میتوان راحت‌تر و سریع‌تر افکار را نقد کرد و برخورد عقاید داشت، پس میتوان هم امیدوار بود که اینطور نخواهد ماند.
البته میدانم که کوردلان هم اینرا میدانند و در صدد مقابله با آنانند به خبرها نگاهی بیاندازیم!
« مدیر كل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی‌استان قم: جامعه‌ی هنری استان قم به عرصه‌ی وبلاگ نویسی وارد شوند »
« کادرسازی برای دولت موعود »

ولی موردی که من میخواهم بگویم نقش ما خارج‌نشینان در پشتیبانی و حمایت کردن این افراد و جمع‌ها است ولو هر چند کوچک و هر چند غیر قابل محسوس. من خودم پیشنهادهایی دارم ولی پخته نیستند شما هم در این مورد فکر کنید اگر نظر و پیشنهادی دارید مطرح کنید. ما وبلاگ نویسان میتوانیم با مطرح کردن آنها با بحث و تبادل نظر خود یک روحیه شاداب و تکاپوانداز را بوجود آوریم. باید از یک سو این جو عدم اعتماد را بشکنیم و از سوی دیگر روحیه اپورتونیستی و مدارا با گنداب را به نقد بکشیم. باید روزی از این خموده‌گی و افسرده‌گی در بیآییم. بیآیید کاری کنیم!




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?