<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Wednesday, July 05, 2006


مردان ایرانی و قوانین ضد زن 



هر وقت با پدرم در بحث‌هایمان بر سر موارد قوانین زن ستیز و یا کلاً تبعیض قانونی علیه زنان چه در ایران و یا چه خارج از ایران با وی به مشکل بر میخورم همیشه با مثالی که میتواند برای من و یا خواهرم اتفاق بیافتد ( هر دو ساکن خارج از کشور) بحث را ادامه میدهم و آنجا است که فوری پدرم رنگش تغییر میکند و با حالتی که نشان از اضطراب دارد میگوید آهان خوب اینجوری بعله، حق با تو است. برای مثال تابستان ١٩٩٥ پدر میهمان ما در آلمان بود و طبق معمول دوتایی (چه از زمان کودکی که میتوانستم بر روی پاهایش جای بگیرم و چه همین امروز که تعداد بهاران زیادی را پشت سر گذاشته‌ام ، زمانی را که نزد هم سپری میکنیم به اتفاق اخبار را دنبال میکنیم) به تماشای اخبار تلویزیون نشسته بودیم و من در فرصتهای مناسب وقایع را برای وی ترجمه میکردم. تا اینکه گوینده در خبری از بوندس تاگ ( پارلمان آلمان) از تقدیم لایحه‌ای به مجلس خبر داد که درآن زن مورد تجاوز قرار گرفته از سوی شوهرش، میتواند از شریک زنده‌گی‌اش به مراجع قانونی شکایت کند و وی را مورد تعقیب و پیگرد قرار دهد. بعد از ترجمه آن مگر میشد این مورد را به وی فهماند که تجاوز با تجاوز فرقی نمیکند چه در چارچوب قراردادی به نام ازدواج باشد و چه خارج از آن. تا اینکه همین مورد تجاوز در چارچوب ازدواج را در مورد خود و خواهرم مثال زدم فوری تغییر موضع داد و گفت غلط کرده آن مردی که بخواهد به شماها لطمه‌ای بزند، من خودم....

این مقدمه را گفتنم که بیشتر با پدرم به عنوان یک مرد سالخورده معمولی ایرانی و ذهنیات وی آشنا شوید. حال برگردیم بر سر موضوعی که میخواهم مطرح کنم:
چرا مردان ایرانی مسائل زنان را مسائل خود نمیدانند؟ آیا از این جهت است که مثلاً فرزند دختری ندارند؟ و یا نه، اگر چه دارای فرزند دختر هستند ولی دخترانشان را انسان کاملی به حساب نمیآورند و یا همان شأن و مقام انسانی را که برای خود میخواهند برای دخترانشان نمیخواهند. و اگر نه چرا نتوانند به مانند پدر من بعد از این تصورو یا پیش بینی که روزی هم میتواند در زنده‌گی دختر خودشان این تبعیضات و ناروایی‌ها اتفاق بیافتد و یا نه حتی سدی در راه رشد و سعادت دخترانشان قرار بگیرد، خواهان تغییر آن قوانین باشند؟

باید روزی این تصورغلط جا افتاده در میان مردان ایرانی شکسته شود که مسائل زنان فقط مربوط به زنان است، باید که این شعار که "حقوق زنان حقوق بشر است" در جامعه ما جا افتاده و نهادینه شود، باید که مردان هم خواسته ها و مطالبات زنان را مطرح و دنبال کنند. خواستن این حقوق در راستای دموکراسی و برابری، عدالت اجتماعی و حقوق بشر قرار دارد، و از همه مهمتر جنبشهای عمومی برای رسیدن به اهداف دموکراتیک باید با هم همکاری کرده و از یک دیگر پشتیبانی کنند. من به آن در نسل امروز خوشبینم، شما هم؟
.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?