<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Monday, December 26, 2005


توضیح 



اطلاعیهء بالا وقتی که در ایران به این وبلاگ سر زده میشود رؤیت میشود.

ضمناً دوستان عزیز من برای مدتی غیبت خواهم داشت و دسترسی به اینترنت هم از طریق کافه نت ها میسر خواهد شد که خوب مشکل فارسی نویسی را با خود به همراه خواهد داشت.

برایتان روزهای خوب و خوشی آرزو میکنم و به امید سالی موفق برای شما و دیگر هموطنانم.
----------------------------------------------------------
پس نوشت----> اینرا در جائی خواندم حیفم آمد که آنرا با شما در میان نگذارم:

افلاطون که در قرن چهارم قبل از ميلاد، در آتن، در يک دموکراسي در حال افول زندگي ميکرد ؛ و امٌا هنوز در آن دموکراسي ، آزادي نقد نيش دار و گزنده، بوسيلهً جواب دادن، و انتقاد کردن معمول بود،ميگويد: حا کم کردن خرد گرائي ، و هوشمندي در سياست، عملي است بس دشوار. در جائيکه سياست هدفش تعريف و تمجيد افکار عمومي باشد،خرد گرائي نميتواند، به موفقيت برسد . بد تر از آن، حکومت کردن، به نفس خود، هوشمندي ، و خرد گرايي حاکمان را به فساد ميکشد، ، و آنها را از راه تعادل و شناخت وا قعيت ها، باز ميدارد.( خصوصأ اينکه حاکمان مستبد، و ما دام العمر باشند و به دروغ ادعا بکنند که از طرف خدا به اين مسئوليت انتخاب شده اند! – تاکيد از نويسنده) . افلاطون ياد آور ميشود، تنها بر مبناي استعداد ، کا را ئي و مو فقيت دولت ، در با لا بردن سطح شعور و آ گاهي مردم است، که ارزش و ليا قت آن حکومت را ميتوان سنجيد.( بعد از 37 سال سلطنت محمد رضا شاه، و رسيدن ملت« به دروازه هاي تمدن بزرگ محمد رضا شاهي » شعور و آ گاهي مردم ايران ، به آن حٌد از درجه رسيده بود که اکثريت ملت، چهره ً « آيت ا لله » خميني را در ماه جستجو ميکردند، و نمونهً ريش اش را در قران ميافتند! تا کيد از نويسنده) افلا طون اضافه ميکند ، ميگويد، : حاکمان نميتوانند به مردم حکومت بکنند، مگر آنکه، خود مردم شبيه هيئت حا کما ن باشند، مردم حکومت گران ديگري نخواهند داشت ، مگر حکومت گراني که شايسته آنها هستند، اگر در جامعهً حکومت گراني هستند، که فاقد عقل و هو شمندي هستند، براي اينست، که حکومتگران در حقيقت، تصوير واقعي آن جامعه اند،که مخالف هوشمندي و خرد گرائي است.. اگر ما امروز ، تحليل افلاطون را ، به جوامع بشري ،و نوع حکومت هائيکه بر ملتها فرمان روائي ميکنند منتقل بکنيم ، ميبينيم ، که اين تحليل و جهان بيني افلاطون ، اهميت ، و بينش واقع گرانهً خود را ، از دست نداده است و هنوز لااقل در مورد ما ایرانیان اعتبار دارد.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?