<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Wednesday, August 31, 2005


فمینیسم با واژه ها حرکت می کند 


زمانی که زلزله بم جان تعداد زیادی از هموطنان مان را گرفت و تعداد بسیاری را بی خانمان و یا مجروح و معلول کرد، عده‌ای معتقد بودند ( از جمله خود من ) زلزله بم را باید به جنایات این رژیم اضافه کرد و حالا من با خواندن نوشته زیراز خانم سهیلا وحدتی میگویم کشتار زنان ایرانی بوسیلهء سرطان پستان هم جزئی از جنایات این رژیم محسوب میشود. خودتان آنرا بخوانید:

با واژه «پستان» آشنا شویم
شیمی درمانی را سه روز پیش شروع کرده ... ابتدا حالت تهوع بود که آزارش می داد پس از آن سردرد شدید به سراغش می آید. سردرد او پس از دو روز کمی بهتر می شود، و حالا از شدت کمر درد به خود می پیچد. عارضه های شیمی درمانی او را چنان اذیت می کند که کمتر به ریزش موهایش فکر می کند در حالیکه پیش از شیمی درمانی نگران ریزش موهایش بود، و من او را که جوانتر از من است، دلداری می دادم که من هم موهایم را می تراشم...سرطان پستان دارد. یا بهتر است بگویم که داشت ... غده های سرطانی را از بدن او خارج کرده‌اند، اما ترس و نگرانی سرطان، و وحشت این بیماری به آسانی از او بیرون نمی رود. مزیت شیمی درمانی با همه عارضه‌های جانبی غیرقابل تحمل آن این است که بطور سیستماتیک سلول‌های سرطانی را در بدن او نابود خواهد کرد. و سپس پرتو درمانی شروع خواهد شد ... و هورمون درمانی و ...زندگی‌اش را مدیون هشیاری خودش است که بیماری را پیش از آنکه پیشرفت کند، تشخیص داده و متوجه تغییر کوچکی درسطح پستان چپ شده و به پزشک مراجعه کرده است. شاید باید بگوییم که مدیون دکتر مظاهری است که او یکی از برنامه‌هایش را که درباره علائم بیماری سرطان پستان توضیح می داده، تماشا کرده، و یا شاید مدیون تلویزیون‌های لس آنجلسی هم باشد که چنین برنامه هایی را پخش می کنند.علائم سرطان پستان باید از طریق یکی از همین تلویزیون‌های لس‌آنجلسی به گوش او که ساکن ایران بوده، می رسید زیرا تلویزیون جمهوری اسلامی ایران هیچگاه برنامه‌ای درباره «پستان» ولو با موضوع «تشخیص به موقع سرطان پستان» و به منظور نجات جان دهها و بلکه صدها هزار زن ایرانی پخش نخواهد کرد. اگرچه ● سن شیوع سرطان پستان در ایران یک دهه جوانتر از سایر کشورهاست،● از هر 9 زن یک نفر مبتلا به سرطان پستان می شود،● سرطان پستان فراوان‌ترین سرطان زنان را تشکیل می دهد،● در ایران در طی سه دهه گذشته سرطان پستان روند رو به رشدی داشته است،● هفتاد درصد بیماران در ایران هنگامی به پزشک مراجعه می کنند که برای درمان خیلی دیر شده است،اما مقامات ایرانی هنوز بین لفظ «سرطان سینه» و «سرطان پستان» مانده‌اند، چه رسد به اینکه به صراحت بتوانند درباره سرطان پستان حرف بزنند و مردم را آگاه کنند.با در نظر گرفتن ترکیب سنی جمعیت کشور و جوان بودن نسبی آن، به زودی تعداد زنانی که در سن شیوع سرطان پستان قرار دارند، رشد جهشی یافته و تعداد قربانیان این بیماری افزایش صعودی خواهد یافت.توجه داشته باشیم که شانس درمان سرطان پستان برای بیمارانی که در مراحل اولیه بیماری به پزشک مراجعه می کنند، نزدیک به صددرصد است! و از همین رو میزان مرگ و میر ناشی از سرطان پستان در غرب رو به کاهش است. اما هفتاد درصد زنان مبتلا به این بیماری در ایران می میرند ... چرا؟ با وجود اینکه معاينه منظم پستان‌ها توسط خود شخص بهترين روش تشخيص است، خود زنان می‌توانند سرطان پستان را از طریق خودآزمایی تشخیص داده و با مراجعه بهنگام به پزشک، جان خود را نجات دهند. اما چرا زنان ایرانی نیاموخته اند که به تغییرات ظاهری در پستان‌های خود توجه کرده و مراقب علائم بیماری سرطان باشند؟پاسخ را شاید بتوان از زبان طراحی شنید که موظف بوده تصویرهای مربوط به خودآزمایی پستان و تشخیص به موقع این بیماری را تهیه کند، اما با چنان فرهنگ بسته‌ای مواجه بوده که حتی اشاره به پستان را تابو می‌یابد و در نهایت دست از کار می‌کشد و به نوعی از زیر بار مسئولیت طراحی پستان فرار می کند:"باورتان می شود به یک کاریکاتوریست سیاسی سفارش طراحی تصویرسازی های سکسی ترین بروشور سال های اخیر را داده باشند؟ فکر بد نکنید، این بروشور را وزارت بهداشت و جهاد دانشگاهی چاپ کردند، پس مساله پزشکی بود! در سال ۷۴، می خواستند بروشوری آموزشی در باره تشخیص سرطان پستان منتشر کنند" ... " و از بد حادثه طراحی موضع مورد نظر به من رسید! کاری که می خواستند بکنند، بسیار مهم بود، چون آمار مبتلایان به سرطان پستان بیشتر می شد و اکثر زنان ایرانی از نشانه های آن بی خبر بودند."اصرار آقای دکتر مسوول پروژه که باید زن جوانی در حالت های مختلف آزمایش خود کشیده شود کار را سخت تر می کرد! آخر چند در صد زنان جوان مبتلا به سرطان پستان می شدند؟ انگار او بروشور را بیشتر برای خودش می خواست! وقتی از او عکس و نمونه بروشور خارجی خواستم، هر چه گشت چیزی بدست نیاورد. از یکی از دوستانم کتاب عکس آناتومی برای نقاشان را قرض کردم، ولی باز به درد نمی خورد. خلاصه با هزار و یک بدبختی کار را به پایان بردم. مسوولان پروژه طرح ها را پسندیدند. بروشور در تیراژی میلیونی چاپ شد.خوشبختانه بدون ذکر نام طراح!""سه سال گذشت. این بار یک خانم دکتر از وزارت بهداشت با من تماس گرفت پروژه جدیدی در راه بود. می خواستند دو سه تا تصویر دیگر هم اضافه کنند! یا ابا الفضل! گفتم که بدون تصویر نمونه نمی توانم و باید برایم بروشور یا تصاویر مورد نظر را تهیه کنند! گفت در اختیارتان می گذاریم... و از من خواست که به محل کارش در وزارت بهداشت بروم. روز موعود به وزارت بهداشت رفتم. خانم دکتر و دو سه نفر از همکارانش بعد از کلی مقدمه برایم توضیح دادند که در تصاویرجدید باید روش های دیگری را نشان بدهم، ولی چطوری؟ مرا در نظر بگیرید وقتی یک خانم دکترمحترم دارد برایم به نحوی نا محسوس روی لباس و با دست نحوه امتحان کردن را نمایش می دهد، و من هم مجبورم سرم را از شدت شرم پایین بیاندازم. بعد از مدتی مرا به اتاق ویدئو بردند و گروهی از خانم های پزشک به ما پیوستند. حالا فیلم آموزشی را گذاشته اند و من هم مجبورم صحنه های مورد نظر را متوقف کنم تا بتوانم طرح ها را بکشم، و این گروه نسبتا خشن همه هوش و حواسش به من است که چطوری دارم طراحی می کنم! کمک...! به بهانه اینکه روز دیگری می آیم فرار کردم و دیگر به آنجا نرفتم!"*بیان صریح این طراح درباره مشکلات ظریفی که گام به گام در اجرای این پروژه تجربه کرده، عمق فاجعه را در فرهنگ ما بخوبی روشن می کند! هنگامی که او شروع به کار کرده، نتوانسته حتی یک تصویر مربوط به خودآزمایی پستان پیدا کند، و طبیعی است که از مدل طبیعی هم نمی‌توانسته استفاده کند، حتی عکس‌ و طرح پزشکی نیز در این زمینه نیافته است و با هزار بدبختی کار را به پایان برده است. "شرم" و ناراحتی که او در هنگام کار حرفه‌ای خود در رابطه با تشخیص علائم سرطان پستان احساس می کند، از فرهنگی سرچشمه می‌گیرد که زن را موجودی جنسی می‌داند، و بویژه بدن او را ابزار لذت جنسی می‌داند، و متاسفانه سلامت بدن زنان بدینگونه قربانی استفاده جنسی مردان از آن می شود! هر حرف و صحبت و اشاره‌ای به اندام های زنانه بار جنسی پیدا می کند. در چنین فضایی است که مسئولانی که کار طراحی را به این جوان می‌سپارند، مجبورند با رفتاری نسبتا خشن خود را ظاهرا غیرجنسی جلوه دهند، و طراح بیچاره نمی‌داند که چگونه خود را – که مشغول کشیدن طرحی از پستان است – غیر جنسی جلوه دهد، و چاره‌ای جز فرار نمی یابد!البته بگذریم که حتی یک نسخه از این بروشوری که در تیراژ میلیونی بچاپ رسید و این طراح به آن اشاره می کند، به دست بیماری که من در مقابل خودم می بینم، نرسیده! گرچه او تحصیلکرده و دارای مدرک دانشگاهی و ساکن یکی از شهرهای بزرگ ایران است.فرهنگ بسته و سنتی ما در بسیاری از موارد به زنان لطمه زده است، اما مورد سرطان پستان با توجه به شیوع آن در زنان نسبتا جوان و تعداد بسیار زیاد بیماران، از مواردی است که زنان به طور مستقیم قربانی این فرهنگ شده و به خاطر تابوهای فرهنگی جان خود را از دست می دهند!وقت آن رسیده که هنگامی که از بیماری های «پستان» صحبت می کنیم، لفظ «سینه» را کنار گذاشته و بطور مشخص صحبت کنیم. وقت آن رسیده که عدم توجه به سلامت بدن زنان را به بهانه جنسی بودن آن کنار بگذاریم. وقت آن رسیده که هم اکنون با دهها هزار زنی که مبتلا به این بیماری هستند ولی هنوز از آن خبر ندارند، صحبت کنیم و به آنها بگوییم که راههای تشخیص سرطان پستان چیست... اما شاید ابتدا باید با واژه پستان به عنوان یکی از اندام های بدن زن آشنا شویم تا سپس بتوانیم به راحتی درباره سلامت آن و راه های تشخیص بهنگام بیماری سرطان پستان صحبت کنیم.

*یادداشت‌های نیک‌‌آهنگ کوثر





گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?