<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Monday, July 04, 2005


من گم شده ام 


گم شده‌ام
در هیاهوی تاریخ

نفسهایم با قاعده است
قدمهایم محکم
لبخند می‌زنم
دوستانی هم دارم، جائی برای خوابیدن
اما من گم شده‌ام

آن مهربان خود را در باغچه‌اش کاشت
دیگری مرا با تند‌باد کلمات به قعر جمع انداخت
و من گم شدم

گل آفتاب‌گردان همیشه بر من لبخند می‌زند
آبی دریا مرا ذوق زده میکند
صحبت، صحبتی خوب و تراش‌خورده مرا به میهمانی خورشید میبرد

اما من گم شده‌ام




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?