<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Friday, July 01, 2005


....و زنده گی ادامه دارد.... 


باید که خودمان را جمع و جور کنیم و از جایمان بلند شویم خاکهایمان را بتکانیم و دوباره راه بیافتیم. باید که شروع کرد و در همه عرصه‌ها به این رژیم قرون وسطائی نه بگوئیم. حال در هر زمینه‌ای که توانش را در خود سراغ داریم. حتی اگر میلیمتری حرکت میکنیم و پیروزیهایمان کوچک است ولی باید به همدیگر دلداری داده و به آینده امیدوار باشیم.
دو روز پیش با هادی منتخبی ( با تشکر از هاله عزیز) صحبتی تلفنی داشتم و وی نگران حال کیانوش سنجری بود و از ما میخواست که کیانوش را فراموش نکنیم. برای همین اینجا را بخوانید و پیشنهاد بدهید چه کار دیگری میتوان کرد؟ و در همین حین به این فکر کنیم که قدم بعدی چه میتواند باشد.




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?