<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Monday, June 27, 2005


جنبش زنان ایران و ما زنان ایرانی ٢ 



خیلی ناامیدم نه به خاطر آنکه احمدی نژاد انتصاب شد، چرا که برای من مثل روز روشن بود که اولاً چون این انتخابات آزاد نیست و خصوصیات انتخابات دموکراتیک را ندارد حتماً هم به مانند انتصابات مجلس هفتم تقلب نقش بزرگی در آن خواهد داشت نمیتوان در آن شرکت کرد و خلاصه کسی از آن صندوقها سر بیرون خواهد آورد که در آشپزخانه رژیم از قبل پخت شده است. دوماً هیچ فرقی در شرایط مردم به خصوص زنان سرزمینم نخواهد داشت که چه کسی انتصاب میشود چرا که هیچ چاقویی نه میخواهد و نه میتواند دسته خود را ببرد. بلکه از این ناراحتم که کسانی را که در این مدت از طریق اینترنت آشنا شده بودم و یه جورائی مرا به آینده ایران امیدوار کرده بودند همه نشان دادند که به آنچه که میگویند اعتقادی ندارند بخصوص کسانی که در جنبش زنان فعال هستند. آخر اینجا را بنگرید زنی که روزنامه نگار و حقوقدان است و کلی برای پیوستن ایران به کنواسیون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان نوشته و سخنرانی برگزار کرده در میدانهای شهر دوره میگردد تا مردم را راضی کند که به رفسنجانی رأی دهند، یعنی همان کسی که که نگذاشت بعد از تصویب لایحه آن در مجلس ششم در شورای مصلحت نظام به تصویب برسد. زنانی که مرتب علیه خشونت نسبت به زنان میگویند و مینویسند و مراسم اجرا میکنند حتی در بیانیه‌ای جمعی از بقیه میخواهند که به مسببین وجود این بی اعدالتیها رأی دهند. هفتهء قبلش از تغییر قانون و رفراندم حرف میزنند و بعد با همان قوانینی که خواستار تغییرآنند همراهی میکنند. جریان چیه ما کجائیم، من فکر میکردم حافظه تاریخی مردممان و یا لااقل اهل قلم ما به اندازه یک نسل کوتاه است که متوجه شدم نه این کوتاهی به اندازه چند ماه و هفته میرسد.
پس از مدتی تأمل کردن به این نتیجه رسیدم که همه از آنجائی بر میخیزد که این نخبگان از دردهائی سخن میگویند که درد آنها نیست. از آنجا برمیخیزد که همه احساساتی هستیم و زود ذوق‌زده میشویم، که اهل تفکر و قلم ما اهل بادند و تأمل کردن را نیاموخته‌اند، که به جیب و منافع خودشان و اطرافیانشان میاندیشند...به قولی از ماست که بر ماست.
آری مدت زمانی است که ( لااقل از زمان مبارزه برای مشروطیت) در یک دور گردان شیطانی افتاده‌ایم و نجات دهنده‌ای هم نیست. باید که به خودمان بیآئیم!

جنبش زنان ایران و ما زنان ایرانی 1

!




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?