<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Thursday, May 12, 2005


پس کی عصر روشنگری در ایران آغاز میشود؟ 


مدتهاست از خود سوال میکنم چرا در بین روشنفکران ما (لااقل در این صد سال اخیر) از نوع رادیکالهائی که در عصر روشنگری دراروپا همهء چیز را از مذهب، سنت، عرف و عادات جامعه گرفته تا روانشناسی و ...و اقتصاد و مناسبات و ساختارهای مربوط به آن را به زیر سوال برده‌ و با جدیت و پشتکاری وصف ناپذیرسعی کردند تا مذهب را به درون کلیساها کرده و از دست درازی آن به قانون و زندگی افراد جامعه کوتاه کنند، جز معدودی انگشت شمار اثری نیست.
البته من شخصاً معتقدم که نباید جامعهء اروپا را با ایران خط به خط مقایسه کرد ولی در این مورد باید بگویم تا در جامعه‌ای کسانی پیدا نشوند که حاضر باشند دست به تحولی بنیادی بزنند و یا به قولی خانه تکانی و گردگیری قرنها درجا زدنها را انجام بدهند آش همان آش و کاسه همان کاسه خواهد بود.
آری بوده‌اند انسانهائی چون میرزا آقاخان کرمانی، ایرج میرزا، نیما یوشیج، احمد کسروی، صادق هدایت و فروغ فرخزاد. ولی همینطور که ملاحظه میکنید تعداد اندکی را میتوان نام برد و در ثانی کسانی پیدا نشده‌اند که کارهای آنان را دنبال و تکمیل کنند.

در اینجا میتوان دلائل بی‌شماری را برشمرد ولی من یک دلیل را بر همهء آنها که شما در ذهن خودتان به آن خواهید پرداخت اضافه میکنم و آن عدم استقلال (و یا فرصت‌طلبی ؟؟) روشنفکران ماست چه از نظر مالی که یا خودشان در دستگاه دولتی نقش و دستی و یا وابستگی به وزیر و وکیلی داشته‌اند و چه از نظر فکری و ایدئولوژیکی.
ولی باید تکانی خورد باید که به نقد کشید و دیگر نه تنها در جا نزد بلکه در جا زدن دیگران را هم تحمل نکرد. شما چه فکر میکنید؟




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?