<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Wednesday, April 20, 2005


افق عمودی است 


وقتی اینجا را خواندم خیلی دلم گرفت و دقایقی دست و دلم به هیچ کاری نمیرقت، ولی زود به خودم آمدم و گفتم پاشو نمیشه که همش غصه خورد. باید که آستینها را بالا زد و حرکت کرد به قو ل فروغ:

چرا توقف کنم، چرا؟
پرنده‌ها به جستجوی جانب آبی رفته‌اند
افق عمودی است افق عمودی است و حرکت: فواره وار

آری... باید که دردها را دید، باید که حساس بود و از مسائل سرسری رد نشد و باید که آنها را بازگو کرد. ولی زمانی هم یاید برسد که بگویم: خواری و خفت دیگر بس است، باید که دست به کار شد و عمل کرد باید راه جست و اقدام کرد باید سختیها و ناملایمتها را به جان خرید و باید بدانیم که در این راه تنهائیم و کسی جز خودمان به ما کمک نخواهد کرد و در این راه باید که رادیکال بود و کوتاه نیامد. در آخر باید که تغییر داد. از خودمان شروع کنیم!




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?