<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Monday, April 04, 2005


آزادی 


در کودکی
گفتند آزادی خواهد آمد
و من به دنبال قاصدکها دویدم

در نوجوانی گفتند آزادی خواهد آمد
و من بادبادک خود را برفراز بامها به پرواز در آوردم

درجوانی آزادی را در زنگ انشا طلبیدم
و نگاهم به دعوت کبوترها از حیاط مدرسه به پرواز در آمد

و بعد
آزادی را فریاد زدم
خون از دهانم فوران کرد
در پی یافتنش غربت گذیدم
مزه‌اش گس بود

وحالا
در میانه راه
یک چشم به خانه آسمان را مینگرم
.....
مگسان در پروازند


به یاد محمد مختاری




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?