<$BlogRSDUrl$> Javaanehaa "جوانه ها"

Monday, March 21, 2005


همسایه ها 


با دوستم رفته بودیم نوروز را جشن بگیریم . به سرمان زد این دقعه به یک محل شلوغ بریم . به محله‌ای رفتیم که توریستها از فرودگاه مستقیم به اُنجا میرن. وارد که شدیم صدای همهمه و قهقه و شادی به پیشوازمان آمدم جای سوزن انداختن نبود. مجبور شدیم پشت پیشخون بایستیم پس از دقایقی دو آمریکائی که از سرو وضعشان معلوم بود سرباز هستند سر صحبت را با ما باز کردند و دقایقی نگذشت که از من پرسیدند کجائی هستم، گفتم ایرانی به هم دیگر نگاهی کردند و یکی‌شان رو به آن دیگری گقت همسایه‌مان است و زدند زیر خنده....




گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام، و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید ؟ گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع میزنید، با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟ گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید، با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟



صفحه اول


تماس



آرشیو




همسایه ها


Weblog Commenting by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?